دریافت کد گوشه نما

دل آباد :: رسانه اهل دل

دل آباد، رسانه بی دل هایی ست که در به در، در پی دلدار اند.
خانه | اخبار | پیامک | کتاب | جزوه | اپلیکیشن | فیلم | صوت | ختم قرآن | عکس | گوشه‌نما | آرشیو | پیوندها | وبلاگ‌ها | همدلی در دل‌آباد
درباره ما | تماس با ما


امروز
یکی دیگر از روزهای خوب خداست


مراد «سازش»، از مرد سازندگی!


| ارسال در «دل‌نوشت»«دل‌نویس» توسط دل‌باخته .. ، در ساعت ۱۷:۰۲ روز يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۲ |


سال های آخر دور اول ریاست جمهوری جناب هاشمی رفسنجانی، نوبت سفر استانی ایشان به گیلان رسیده بود. از قضا موسم سفر ایشان در فصل بهار بود. هنوز خبری از «باران» در صدا و سیمای گیلان نبود. آن روزها صدا و سیمای گیلان آهنگی را مدام پخش میکرد که به یمن ورود رئیس جمهور وقت به گیلان ساخته شده بود. آهنگی که هنوز اهالی گیلان آن را بخاطر دارند، آهنگ «هاشیمی هاشیمی، تو با بهار آمدی». الغرض! حالا حدود 20 سال از آن روزها می گذرد، اما عجیب است که بعد از گذشت این همه سال این بار نیز هاشمی با «بهار» و در «بهار» آمد. اما این بار دست در دست و دوشادوش آن آدم بهاری بهاری بهاری! چه بهار اندر بهاری ست امسال! چیزی تا آغاز بازی سیاسی بزرگ باقی نمانده، ورزشگاه انقلاب پر از تماشاگر شده. مردم با حضور حداکثری شان، جایگاه ویژه را هم پر کرده اند. در این سال ها اکثر تیم ها دست به جوان گرایی زده اند. دیگر شعار حمایت از هاشمی در آوردگاه انقلاب شنیده نمی شود. لیست همه تیم ها تکمیل است. حتی در نیمکت ها هم خبری از شما نیست. چند فصل می شود که شما دیگر آن آمادگی لازم برای حضور در رقابت های مختلف را برخوردار نیستید. آن روزی که شما «ذخیره» انقلاب بودید گذشت، حالا روی سکوهای ورزشگاه انقلاب هم جایی ندارید. مگر اینکه به برگزاری بازی در ورزشگاه انقلاب راضی نشوید و در پی برگزاری بازی در زمین «آزادی» باشید! خیالتان آسوده باشد، شما توی زمین آزادی هم کاری از پیش نخواهید برد، اگر دوباره پا به مستطیل سبز بگذارید، باز هم با شکستی مفتضحانه بیرون خواهید رفت. لازم به حریف خارجی نیست، کافیست هاشمی امروز در برابر هاشمی دیروز صف آرایی کند. چه شکست بزرگی رقم خواهد خورد، چه پرگل از آب درمی آید مصاف هاشمی 78 و هاشمی 88! من فکر می کنم برنده این بازی با اختلاف 6 گل، هاشمی 78 باشد! و شما هم مثل آبی ها، تا قیامت «شیش تایی» های زمین سیاست خواهید بود.

 

ما این بازی آخر را «بازی خداحافظی» شما فرض می کنیم، اما آقای هاشمی! بعد از این همه سال یادتان رفته ما با آمریکا چند چندیم؟! همین چند روز پیش آزادکاران ما کار تیم کشتی آمریکا را یکسره کردند و آنها را در خانه خودشان توی ایستگاه تاریخی «گرند سنترال» نیویورک، شش بر یک شکست دادند در «نبرد روی ریل». این چندمین بار بود که ما آمریکا را «شیش تایی» کردیم. شما اما روی لبه تیغ راه می روید، امام می گفت «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود»، شما می گویید: «ما با اسرائیل سر جنگ نداریم». امام می گفت: «شیطان اکبر آمریکاست»، می گفت «ما آمریکا را زیر پا می گذاریم»؛ شما اما می خواهید برای شیطان بزرگ فرش قرمز پهن کنید و زیر پای آمریکا بنشینید برای مذاکره! به راستی شما را چه شده در این سال ها؟ شما روزی در فکر لشگرکشی به اسرائیل بودید، حالا برای ماله کشی، امان نامه صادر می کنید سوی اسرائیل. در صدر انقلاب امام بر شمشیر حمایت شما بوسه زد، امروز اما شمشیرتان آرمان های دیروز امام را نشانه رفته است. حیف از آن شمشیری که این سال ها جای خود را به خنجر سهم خواهی داده در دستان شما. از عبای شما بوی فتنه ابوسفیان می آید، حتی جامه بنی نسیان هم چاک است از عشق بنی سفیان! این روزها دوباره بنی امیه و بنی عباس، دست در دست هم علیه بنی هاشم متحدند.

 

وقتی تماشاگران بی بی سی برای شما هورا می کشند، یعنی گل زده اید، اما به دروازه خودی! در یک بازی نفس‌گیر وقتی تیمی با گل به خودی عقب است، بدست آوردن روحیه هم‌بازیان و جبران گل بسیار سخت است. پس چگونه می شود گل به خودی را جبران کنید حالا که توانایی حمله و گلزنی را از دست داده اید و دروازه بان تیم هر لحظه بیم گل بخودی دیگری از شما دارد. چه بر سر هاشمی آمده که بی بی سی از شنیدن خبر ورودش به انتخابات سر ذوق آمده؟ امروز بیش از آنکه داخلی ها از حضور شما خوشحال باشند، این خارجی ها هستند که نمی دانند خوشحالی شان را چگونه بروز دهند. عجب روزگار عجیب و غریبیست. اصلاح طلبانی که روزی از هاشمی رخصت حضور در عرصه سیاست را گرفتند و روزگاری در دوران اصلاحات به اسم هاشمی هم حساسیت پیدا کردند و سایه اش را با تیر می زدند، حالا هاشمی را منجی خود می دانند. همین «اکبر گاف»ِ حرّاف، وقتی چند سال پیش کتاب «عالیجناب سرخپوش» را برای «اکبرشاه» می نوشت، باید فکر امروزها را می کرد، اینکه روزی برسد که با هم پیاله های خود همگی بالاتفاق عالیجناب سرخپوش را منجی جنبش سبز و احیاگر آرمان دولت اصلاحات بدانند. یا للعجب! دیگر کیست که نداند که این ها اصلاح طلب نیستند. در انتخابات سال هشتاد و هشت، تشت رسوایی شان از بام فتنه بر زمین افتاد و همه فهمیدند که اینها طالب چیز دیگری هستند.

 

عالیجناب! زبان سبز، عبای سرخ می دهد بر باد! شما اگر در سیاست قدری عفت داشتید، بعد از آن افتضاح سال هشتاد و هشت، به عرصه انتخابات قدم نمی گذاشید. به قول فاطمه هاشمی: «حاج آقا تازه از خواب بیدار شده است»! صحت خواب حاج آقا! فکر نمی کنید برای آمدن دیگر کمی دیر است؟ دیر آمدید و چقدر پیر آمدید! و «پیر پیر است، اگرچه شیر باشد»! حالا باز «سر پیری و معرکه گیری»؟ همین چند روز پیش همسرتان می گفت: «حاج آقا برای چه باید برای انتخابات بیاید؟ مگر انتخاباتی هم هست؟ هر کس را خودشان بخواهد رئیس جمهور می کنند» آقای هاشمی این که فتوشاپ نیست، این یکی دیگر «فائزه» نیست که با ماستمالی بتوان ساندویچ خورش کرد، اصلاً مدارکش هم موجود است. اولاً؛ بخاطر حفظ آبروی خودتان هم که شده، قدری برنامه های تان را با منزل و اهالی منزل! هماهنگ کنید، تا این اندازه حرف ها و تصمیماتتان نقض غرض یکدیگر نباشد و کار و حرف دیگر عضو خانواده را نفی نکند. ثانیاً؛ اگر به زعم شما و همسرتان در کشور انتخابات نیست و انتصابات است، پس چرا آمدید؟ اگر نتایج انتخابات دستکاری می شود، شما رئیس جمهور بشوید هم اینگونه است و اگر نشوید هم همینطور! پس هدف شما از آمدن و تعجب همسرتان از سوال آمدنتان و گفتن آن حرف - مبنی بر نیامدن شما - چه بود؟ نکند می خواهید رکورد مسن ترین رئیس جمهوری کشور را بزنید؟ عشق پیری که می گویند همین است دیگر. عشق که به سن و سال کاری ندارد. قدرت آنقدر جاذبه دارد که «جوان خدوم» را هم می تواند شیفته خود کند چه رسد به پیر خرف! اصلا حب قدرت جوان و میانسال و پیر سرش نمی شود. وقتی بیاید، زمین گیر می کند آدم را، خواه 29 ساله باشی یا 79 ساله.

 

گیرم که دیروز مرد عمل بودید، حالا اما سوار بر «جمل»، با ناز انتخاباتی می تازید به سوی جنگ! چقدر خط مقدم جبهه عقب تر آمده امروز. دیروز در «پادگان گلف» نقشه عملیات «جبهه» را رو می کردید؛ حالا در ساختمان خیابان فاطمی، نقشه عملیات «فتنه» را! شعار دیروزتان «جنگ جنگ تا پیروزی» بود و شعار امروزتان، گویی «ننگ ننگ تا سیه روزی»ست! گذشتِ زمان، با آرمان آدم ها چه ها که نمی کند. امروز از شعار «سازندگی» شما تنها بخش «سازش» آن باقیست. امروز شما با اسرائیل نه تنها سر جنگ ندارید، بلکه سر سازش دارید و حتی مذاکره با آمریکا را روا می دانید. دست پیش را گرفته اید که پس نیفتید، مردم اما دیگر به شما پشت کرده اند. مردم بعد از «جام زهر» با شما قهر قهرند. امام گفت «این نهضت بر دوش مستضعفین پیش رفت» اما شعار «توسعه» و «پیشرفت» شما، گرده قشر مستضعف را شکست در دولت کریمه تان! سید علی می گفت: «غمی که در دل دارم، غم گرفتاری گرفتاران و طبقات ضعیف جامعه است» اما سیاست های اقتصادی و مدیریتی شما، رنج طبقه ضعیف را مضاعف کرد در دوران سازندگی! شعار دولت شما «دارندگی و برازندگی» بود، نه «سازندگی»! در دولت شما به جای «دانا»، «دارا» توانا بود و حال «ندار» نزار! پس دیگر شما یکی از مدیریت بد اقتصادی و ظلم به قشر محروم دم نزنید. صدای خرد شدن استخوان مستضعفین در زیر چرخ های پیشرفت، به همین زودی یادتان رفت؟ فراموش کردید که در آن روزگار فلاکت بار، اقتصاد دست شما 49 بار ورم کرد و راه تنفس مردم را هر روز تنگ تر و تنگ تر کرد؟

 

«عبور از بحران» کتاب بسیار بامزه ای است. من اذعان می کنم که شما در آن سال ها از بحران عبور کردید، البته با معیت خانواده! دردسرهای پیری ست دیگر، شاید شما یادتان نیست، ولیکن ما هنوز یادمان نرفته که فرزندان شما در روزهای سخت معیشتی دوران ریاست جمهوری تان، روی اعصاب مردم اسکی می رفتند. یادمان نرفته آن روزها که دهک های پایین جامعه از روی فقر و نداری گریه و زاری می کردند، مهدی و فائزه توی پیست سوارکاری اشرافیت یاسر در لواسان، اسب سواری می کردند. هنوز یادمان هست روزی که فائزه سوار بر دوچرخه رانت خواری، مردمان رهرو امام را جماعت پابرهنه نامید. فراموش نکردیم افتضاح «استات اویل» مهدی را! یادمان نرفته گنج قارون و روزگار رنج را. یادمان نرفته هاشمی 2005 را! غیبت شما - به بهانه سفر- در روز اعطای حکم تنفیذ را یادمان هست. ما بند بند نامه بدون «سلام» و «والسلام» شما را حفظیم. یادمان نرفته که هر روز خانواده شما سر به سر بی بی سی فارسی می گذاشت و جوک های سیاسی که فرزندانتان تعریف می کردند هر روز، در شب نشینی ها صدای آمریکا و قهقه اش را در می آورد از فرط خوشحالی! فراموش نکردیم روزی را که «عفت» با بی عفتی تمام بعد از رأی گیری، حکومت را تهدید به شورش خیابانی کرد! ما آنقدر ها فراموش کار نیستیم که یادمان برود امام بی نمازان بی بی سی خود شما بودید در آن روزها. فراموش نکرده ایم که جماعت بی بی سی در روزگار فتنه، تنها نماز تمام عمرش را به شما اقتدا کرد در نماز جمعه 26 تیر!

 

ما مردم فراموش کاری نیستیم. ما سابقه دور و دراز شما در انقلاب را یادمان نرفته است، اما ساندویچ جگر خوردن فائزه - به سبک هند - توی دل اغتشاشات با مچ بند سبز را هم یادمان هست. یادمان نرفته روزهایی را که یک ایران، از مانتو خریدن فائزه باخبر شدند. لات بازی های مهدی و نوچه هایش توی اغتشاشات هیچگاه از یاد ما نمی رود! ما نامه شما و کلیپ همسر و دختر و مصاحبه های مهدی و فائزه را هر از چند گاهی مرور می کنیم تا انحراف معیار شما را محاسبه کنیم و نسبتتان با نظام را بسنجیم، تا یادمان نرود که خانواده شما چه بلایی سر کشور آورد در این چند سال. حالا بعد از گذشت چند سال، مهدی - در آستانه انتخابات و نامزدی شما - به ایران بازگشته تا اراذل را برای فتنه ای جدید ساماندهی کند. کاملا قابل پیش بینی بود که بازگشت با سلام و صلوات مهدی هاشمی به ایران، با چه هدفی صورت گرفته است. آقازاده نفت خوار، آن لندهور لندن نشین، چهار سال در آنجا دوره دید تا در این دوره انتخابات، نسبت به گذشته آبدیده تر شود! «نیک آهنگ کوثر» اما چه خوب مشت مهدی را وا کرد و دستش را گذاشت توی پوست گردو! مهدی دیگر حرف نگفته ای ندارد پیش ما، این ما هستیم که حرف ها داریم با شما! آقای هاشمی، به فائزه بگویید که فائز آن کسیست که پیروی از ولی را برای خود جایز می داند، نه آن کسی که سر سفره ولایت، میان‌وعده ها و هله هوله های فاسد سیاسی می خورد. به مِهتی بگویید که اینجا خانه پدری اش نیست، اینجا ملک پادشاهی مهدی موعود و مملکت امام زمان «عجل الله» است.

 

اما خطاب آخر من با شماست آقای هاشمی بهرمانی رفسنجانی! بجای ثبت نام در ساختمان خیابان فاطمی، بروید مرکز خرید هفت تیر و تا می توانید برای فائزه چند دست مانتو بخرید، تا بعد از انتخابات دوباره دلش برای خریدهای آنچنانی تنگ نشود! از آنجا که ساندویچ غذای سالمی نیست، به عفت بگویید از امروز تا یکی دو ماه، غذای خوبی به این بچه بدهد تا باز هوس ساندویچ گندیده و مسموم نکند در خیابان های تهران! صلاح مملکت ما،خسروان دانند، نه شما! کسی که در تشخیص مصلحت خود ناتوان است، چگونه می تواند مصلحت یک کشور را تشخیص دهد. کسی که مصالح کشور را صرف ساخت جاده ای تک بانده و بی برگشت برای رسیدن هر چه سریعتر به کاخ ریاست جمهوری می کند، صلاح را در حضور خود و مصلحت را خلاصه در منفعت حزب خود می داند. کسی که مصلحت کشور را فدای مصلحت خود کند، لیاقت مشق نوشتن در دفتر تشخیص مصلحت نظام را ندارد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام! وای از آن مصلحتی که شما با ریاست در مجمع خود برای نظام تشخیص دهید! امروز جماعتی برای شما کف و سوت می زنند که دیروز با مچ بند سبز، به سر و روی نظام سنگ می زدند. امروز کسانی از حضور شما خوشحال اند که تا دیروز از شکست برنامه هایشان در فتنه ناراحت بودند. آقای رفسنجانی! برای مردم، نه مجاهدت دیروز شما در مسیر سنگلاخ انقلاب، انکار کردنیست و نه مساعدت امروزتان در همواری مسیر ضد انقلاب. و ایضاً مفارقتتان از کشتی - نوح کشتی‌ران – انقلاب، در طوفان فتنه، اظهر من الخورشید است. سواری گرفتن از شتر فتنه  آخر و عاقبت ندارد. جمل سواری دولا دولا نمی شود، ملاک ما انحراف معیار فعلی شماست، نه سوابق قبلی شما. آخر این سامری که «سابقه» سرش نمی شود، بیاید از خر شیطان پیاده شوید. قید این مرکب سرخ موی را بزنید، قبل از آنکه این شتر شما را زمین بزند، همچون تمام جمل سواران تاریخ!

نظرات  (۱۷)

۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۴۲

خوشی ها می گوید:

این نیز بگذرد...

پاسخ دل‌باخته :


خیلی چیزها هست که قابل گذشت نیست..
۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۰:۳۰

بانوی آذر می گوید:

سلام
دست مریزاد به توانایی گفتن آنچه ناگفتنی است...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس
ان شاءلله که تذکره ای برای تدبر و عبرت شود 
۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۰۷

فضای مجازی می گوید:

با سلام و احترام، مطلب جنابعالی در شبکه وبلاگی مجاهدان مجازی نشر گردید.
خواهشمندیم با قرار دادن نشان اعضا شبکه وبلاگی مجاهدان مجازی در وبلاگ خود به ایجاد همبستگی بیشتر کمک نمایید.
مسیر دریافت نشان اعضا: http://basnet.ir/page/logo
با تشکر
Basnet.ir

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمت خدا بر شما
سپاس از لطفتان
خدا عاقبت ما را دراین روزگار غریب ختم به خیر کند...

پاسخ دل‌باخته :


الهی آمین
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۵۳

خانم معلم می گوید:

سلام

گیرم که دیروز مرد عمل بودید، حالا اما سوار بر «جمل»،

اگر مرد باشد و ببیند و بخواند ، همین یک جمله برایش کافی است . کسی که اجازه ی صحبت از تریبون نماز جمعه به وی توسط آقا داده نشده ، چگونه فکر میکند توانایی ریاست جمهور شدن را دارد !

کاش نمی آمد ، البته فقط به خاطر خودش و سوابقش ، با این آمدن و بار دیگر نه شنیدن از طرف مردم ، یعنی قبر خود را کندن .
گرچه اینان دیگر این مردم برایشان مهم نیستند . چون مردمشان جای دیگری در ارض دیگری زندگی میکنند ...

خدا عاقبتمان را ختم بخیر کند . چقدر انسان راحت میتواند اعمالش را حبط کند . آن همه زجر و زندان که در پرونده اش بود ، مریدی مرادی چون امام و عنوان ِ همرزم و همسنگر و دوست ِسید علی را به چه قیمت فروخت ؟
کاش هنوز که نفس میکشد ببیند و بفهمد و باز گردد که خدا توبه کنندگان را دوست دارد ...

پاسخ دل‌باخته :


سلام
او چند سالی ست که در انحراف از اصول، از منتظری سبقت گرفته و هر آن سرعت زیاد می شود...
خدا عاقبتش را ختم به خیر کند.
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۹:۵۵

ناگزیر می گوید:

تمام نقدها به جا
اما حضور اقای هاشمی در این انتخابات خالی از لطف هم نیست
درست است تحلیل ها این را می گوید که برای برهم زدن معادله جبهه ی اصولگرا امده اند
اما امدنشان از انجا که رای حداکثری و حضور همه ی سلیقه هاست خالی از لطف نیست تحلیل ها می گوید تا اخر خط انتخابات ایشان نمی ماند ....



پاسخ دل‌باخته :


آمدن ایشان یک بازی سیاسی است.
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۰۷

فاطمه می گوید:

من و شما یه دغدغه مشترک داریم...
به من هم سر بزنید، جمعه عصرها وقتی دلتان می گیرد...
یا حق
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۲۱

جهاد فرهنگی می گوید:

به به
بسیـــار عالی

پاسخ دل‌باخته :


سپاس
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۵۰

پگاه می گوید:

عجب بوی سیاستی میاد

پاسخ دل‌باخته :


بوی سیاست همیشه می آید، ماییم که گاهی بینی مان را می گیریم و گاهی که رها می کنیم دستمان را، بوها را استشمام می کنیم.
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۵۴

نقـ طه می گوید:

یقین دارم ک کسی اگر چند بار خطاکند بهتر است از کسی ک قرار است یک خطا کند .. !


سلام
وقتی سیاست شیرین است, کمی ک نزدیک ش شوی قند میگیری , این قانون است شاید !! بعد هم چون گیرنده انسولین نداری مجبوری بسازی! اگر خدا بخواهد زنده می مانی گرنه .. !

کاش می شد رای سفید داد
یا در برگه سه انتخابی ام می نوشتم " جانم فدای رهبر "

همین !



پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
«یقین دارم ک کسی اگر چند بار خطا کند بهتر است از کسی ک قرار است یک خطا کند .. !»؛
می شود این جمله را قدری واضح تر بیان کنید. برداشتتان از این جمله چیست؟ و اینکه این «یقین» نشأت گرفته از کجاست؟

اتفاقا جانم فدای رهبر را در رأی خود باید ثابت کرد. رهبری از ما انتظار دارد اصلح را انتخاب کنیم، او در انتخابات نیازی به اینکه جانمان را فدا کنیم ندارد.
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۳:۲۹

بسم هو می گوید:

از چهار سال بعد آقای احمدی نژاد ک چیزی را کم نگذاشتند.

پاسخ دل‌باخته :


منظورتان واضح نیست.
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۱۸

فاطمه ... می گوید:

" ملاک ما انحراف معیار فعلی شماست، نه سوابق قبلی شما..."

خوب شد که آمدی آقای هاشمی ،
اتفاقا در گلوی این مردمی که یک روزی شناسنامه ی انقلاب را در شما هم می دیدند گیر کرده بود که امروز فریاد بزنند صلاحیت نداشته تان را...
" آن روزی که شما «ذخیره» انقلاب بودید گذشت، حالا روی سکوهای ورزشگاه انقلاب هم جایی ندارید. ... "

پاسخ دل‌باخته :


الخیر فی ما وقع
۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۹:۰۶

مهدی می گوید:

سر انجام اقای هاشمی به جعفر کذاب میرسه که یک عمربا امامت بود وبوی از معرفت نبرد
بسیار عالی بمن سر بزن

پاسخ دل‌باخته :


ما امیدواریم که این سرانجام را برای ایشان نبینیم.
۳۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۷:۵۳

رفیق می گوید:

هاشمی با امدنش به صحنه انتخابات حماسه افرید
و مردم با رای ندادن به ایشان حماسه خواهند ساخت ....

پاسخ دل‌باخته :


چه عرض کنیم...
۳۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۰:۳۴

تقوی می گوید:

سلام
آقای هاشمی با آمدنش مرگ سیاسی خود را کامل می کند .
یا علی

پاسخ دل‌باخته :


سلام بر شما
بی شک ایشان تیر خلاص را به سیاسی خود وارد آورد.
۰۸ خرداد ۹۲ ، ۱۹:۰۵

یکی می گوید:

آخرش آقای رفسنجانی برنگشت آره؟ آخه چرا چرا
۱۲ خرداد ۹۲ ، ۲۰:۲۸

ش.ج می گوید:

سلااام ....
خیلی اتفاقی دوباره پیداتان کردم! نمیدونم آف های چندوقت پیشم رسید یا نه ولی درهرحال خوشحالم ک هم چنان برقرارید و فعال ....
اما راجعبه این متن ... با این مدل برخوردها و ایجاد ذهنیت ها واقعن مخالفم ... شما مگر چقدر راجعبه آقای هاشمی اطلاع دارید که این صحبت هارو میکنید ... الان حرفهای ضد و نقیض علیه و یا حتی ب نفع ایشون زیاد هست ... به نظر من اینجا قضاوت کار ما نیست ... چون فاصله حق و باطل خیلی کمه ... خیلی ... و مطمئن باشید ماه پشت ابر نمیمونه ... دیر یا زود خیلی چیزها روشن میشه و ما درمقابل قضاوتهامون مسئولیم ... همونطور که نظر مردم از 8 سال پیش تا حالا راجعبه جناب احمدی نژاد ب شدت تغییر کرده و خیلی مسائل تازه روشن شده و خیلی ها ک اون زمان به تعبیری سینه چاک بودن حالا .... تندروی ها همیشه مشکل آفرینند ... امیدوارم کشورمون از هرنظر و لحاظ هرچه زودتر به ثبات زیبایی برسه و التهابات این چند ساله بخابه ... یاعلی مدد ...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله
مردم همانطور که مسیر صحیح و غلط احمدی نژاد را تشخیص دادند، مسیر دیگران را نیز تشخیص می دهند.
اینگونه نباشیم که سیاه بازی های رسانه ای حقیقت را در نظر ما به گونه دیگری جلوه دهد.
سقوط هاشمی در این سال ها اظهر من الخورشید است.
حمایت همه جانبه ایشان از آقازاده های متخلف و خائن خود که پرونده های سنگینی علیه امنیت ملی - در قوه قضائیه - دارند، چیز قابل گذشتی نیست! حمایت ایشان از سران فتنه و تلاش برای رفع حصر آنها آیا کافی نیست؟ شاید قدری در فضای جریان شناسی سیاسی ایران بعد از انقلاب سیری داشته باشید تا میزان آگاهی سیاسی تان افزایش پیدا کند. نمی شود از روی احساس و هیجانات زودگذر، تصمیم و قضاوت داشته باشیم.
همانطور که تندروی مذموم است، کندروی هم مذموم است.
ان شاءلله

ارسال دل‌گویه ها:

بدیهی است که همه دیدگاه‌های شما خوانده شده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی لحاظ می شود؛ بنابراین، برای درج دیدگاه خود، رعایت برخی چهارچوب‌های اخلاقی ضروری است:

- لطفاً دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید، پیام های غیر فارسی منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا، نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد منتشر نخواهد شد.
- از ارسال دیدگاه های تبلیغاتی و یا حاوی لینک، خودداری کنید، پیام های نامرتبط با متن، تأیید نمی شوند.
- لطفاً دیدگاه‌تان تا حد امکان مربوط به همین نوشته باشد، در غیر اینصورت می‌توانید از قسمت تماس با ما استفاده نمایید.

بلاگرهای بیان لطفا برای ارسال نظر و یا رأی‌دهی به مطالب روی گزینه «وارد شوید» در کادر پایین کلیک کنید تا مجبور نشوید نام و آدرستان را مجددا بصورت دستی وارد کنید.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی