دریافت کد گوشه نما

دل آباد :: رسانه اهل دل

دل آباد، رسانه بی دل هایی ست که در به در، در پی دلدار اند.
خانه | اخبار | پیامک | کتاب | جزوه | اپلیکیشن | فیلم | صوت | ختم قرآن | عکس | گوشه‌نما | آرشیو | پیوندها | وبلاگ‌ها | همدلی در دل‌آباد
درباره ما | تماس با ما


امروز
یکی دیگر از روزهای خوب خداست


تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست


| ارسال در «دل‌نوشت»«دل‌فراق» توسط سید محمد رضی زاده .. ، در ساعت ۰۹:۳۱ روز سه شنبه ۰۴ تیر ۹۲ |


چه فرقی می کند اینکه امسال هزار و صد و سی و نهمین سال غیبت باشد یا هزار و صد و سی و هشتمین سال، وقتی تمام این سال ها با خون دل گذشته و تمام تفاوتش یک سال خون گریه کردن بیشتر یا کمتر است. من نمی توانم جشن های نیمه شعبان را در خود هضم کنم. یا حضرت نور؛ تنها ما هستیم که می توانیم فرارسیدن هزار و صد و چندمین اندوه نیامدنت را مصرّانه جشن بگیریم. آدم چگونه شرکت کند در جشن هایی که با بهانه تو از گناه پذیرایی می کند؟ چطور می شود بهره برد از برخی شادی های غیر مجازی که قلب تو را نشانه رفته است؟ تو با این همه اشک آه چند صد ساله نیامدی؛ یقین دارم که با ساز و آواز هم نخواهی آمد. این تنها از ما بر می آید که پشت شیشه ماشین هایمان بنویسیم: اللهم عجل لولیک الفرج، اما به میدان ولی عصر پشت کنیم توی بزرگراه انتظار!  تنها ما می توانیم در فراق سوال برانگیز تو، در کمال آرامش مولودی بخوانیم و ناز قدم های تو کف مرتب بزنیم. تنها ما می توانیم نقل و شیرینی پخش کنیم و از خود نپرسیم که همزمان با فرارسیدن هزار و صد و چندمین نیمه شعبان بدون او، اولویت با جشن است یا عزا؟ کمی آن طرف تر در حوالی جنوب غرب دلهای اهل غروب؛ تازه زخم بنی هاشمیان سر باز می کند. تازه حدیث غربت تفسیر می شود. من باور دارم که نیمه شعبان، جشن گرفتنی نیست. اعتقادم این است که در نیمه شعبان، بیش تر از عاشورا باید گریست. چرا تنها یک شب باید به یاد تو افتاد، که نامش شب نیمه شعبان باشد. چرا تنها یک نصفه روز باید دلتنگ تو بود که نامش غروب جمعه باشد. تو امام زمان ما هستی. تو امام کل زمانی، نه فقط امام نیمه شعبان و ولی عصر و امام غروب جمعه.

 

دنیا آنقدر ما را سرگرم خود کرده تا به قدر یک لحظه هم یادمان نیفتد که بالاخره چه شد؛ آمد آنکه باید بیاید، یا باز هم نیامد؟ فراق سرآمد یا هنوز آتش جدایی شعله ور است؟ ما دیگر فرصت نمی کنیم به برخی مسائل رسیدگی کنیم. گاهی می شود که حتی وقت سر خاراندن هم نداریم. این روزها دلگرم چیزهای دیگر و سرگرم مسائل بهتری هستیم. این روزها پراید بی ارزش هم آنقدر ارزشمند شده که هر روز پیگیر قیمتش باشیم. هر روز قیمت خودروها را چک می کنیم و با عصبانیت در پی یافتن علت و چرایی افزایش قیمت ها هستیم، اما دریغ از اینکه از غیبت طولانی آن خسرو دق کنیم و بپرسیم از خود که چرا اینقدر غیبت طولانی بهای انتظار اینقدر بالاست؟ افزایش قیمت کالا و اجناس برای مان محل سوال است و دنبال دلیل آن می گردیم، اما افزایش سال های بیشمار غیبت یار چرا ما را به تأمل وا نمی دارد؟ چرا دنبال دلیل نیستیم؟ چرا سیاستی اتخاذ نمی کنیم؟ چرا در بی خبری به سر می بریم؟ آری؛ هیچکس از تو خبری ندارد. همین حالا اخبار ماری را نشان می داد که یاد گرفته بود در اتاق ها را باز کند و حرکت کند. من اما خبری موثق از یک منبع آگاه دارم که مارهای نامرئی وجود خودمان، بدون هیچ گونه آموزشی می توانند چنبره بزنند و تمام درهای ظهور و روزنه های تجلی نور را مسدود کنند. باور کنید این روزها از این دست خبرهای دست اول کم نیست. شنبه تا پنجشنبه هر هفته را منتظر خبرهای جنجالی هستیم، اما به جمعه که می رسیم، خود را در دریای بی خبری غرق می کنیم. جمعه که از راه می رسد، هم اخبار کوتاه می شود و هم اینکه دیگر کسی پیگیر اخبار نیست. ایراد از واحد مرکزی خبر نیست، ما از خود بی خبریم. هنوز در فهم بسیاری از باید ها و نباید ها درمانده ایم. ما هنوز نمی دانیم که توی جمعه، «اخبار» را نباید از دست دهیم و خبرها را باید دقیق تر گوش کنیم. ما حواسمان به همه چیز هست الا آنچه باید. ما حواسمان به همه کسی هست الا آنکه باید باشد.

 

ما دیگر ظرفیت این همه تبلیغات تکراری را نداریم. آدم سرسام می گیرد از این تشویق بی حیایی و تبلیغ زیبایی. از این حلزون بی سر و پای خانه به دوش و این کالای بدجنس فخر فروش. به کجا می رویم؟ باید بجای خجالت کشیدن از چروک های پوستی، از رشته دوستی پوسیده خود خجالت کشید. چرا ناله جانسوز کسی از این همه زخم های کاری و بی شمار پیکر وصال از شمشیر دو دم فراق برنمی خیزد؟ نمی دانم چرا از وجود این حزن بی پایان و در این محزونی رو به فزونی و بی سر و سامانی دق نمی کنیم. چرا صدای هق هق مان از طولانی شدن سرانجام داستان سرنوشت جهان بلند نمی شود. کاش در پیام های بی‎زرگانی، کرم مرطوب کننده ای هم برای التیام و از بین بردن آثار زخم روحی انسان ساخته می شد. کرمی که جای عصاره کلاژن حلزون، آکنده از عطر محاسن آن سردار غریب و محزون باشد. عجب سوژه اقتصادی بکر و ایده تجاری نابی! کرم حلزون برای التیام زخم فراق یار محزون. من اما گمان نمی کنم این محصول آنچنان که باید مورد استقبال مردم قرار بگیرد. آخر در رسانه ما زخم های پوستی ارجحیت دارد بر زخم های دوستی. اما یک صابون عافیت طلبی جهت رفع اضطراب و نگرانی + یک صابون رفع چرک تکلیف از روی دوش انسان! این ها گمان کنم خریدارش بیشتر باشد.

 

ما در زندگی هر چه مصرف گرا شدیم، بی مصرف تر شدیم. تعارف که با هم نداریم؟ داشتن یک زندگی لوکس، نهایت آمال دنیایی اکثر ما آدم هاست. این روزها تبلت های تجمل گرایی مثل طبل های تو خالی، صدای مهیبی در خانه های باور ما ایجاد می کنند. امروز همه بر تبل تو خالی مصرف گرایی می کوبند. اینجا کسی به اندازه وزن غربت خانواده تو، به من تسلیت نمی گوید. اینجا همه مرا به صرف دسر دنیا ترغیب می کنند. شرکت های پول پرست جهت «تبرّک» دنیا، هم اندازه قامت تمام اعضای خانه مان اسکناس های بی مصرف و هم وزن خانواده ام به من شمش طلا جایزه می دهند. دیگر خسته شده ام از این سبک زندگی سبک سرانه. از روزمرگی های بی مزه زندگی مان. از مادی شدن تمام دعاهایمان. از عادی شدن جمعه های باورمان. صبح و شام از گرانی گفتن عار نیست برای ما، اما صحبت از فراهم کردن زمینه ظهور تو به زعم همه شعار است. اینکه در این گرانی قیمت رانی چند است خیلی مهم است، اما علت غیبت آن یار غائب از چه روست، خیلی نه! آخر مدت هاست که ما فکر و ذکرمان گران تر شدن اجناس مختلف بازار است. این روزها قیمت آب معدنی هم می تواند اضطراب ما را بیشتر کند، ولی فراموش کرده ایم که به قدر نوشیدن یک لیوان آب خالی هم برای نبود او «عجل الله» اگر بی قرار بودیم و اضطرار داشتیم، حالا دلمان قرار داشت و چشممان منور به نور جمال او می شد.

 

گله ها دارم از این فاصله هزاران سال نوری. گله دارم از من، تو، او؛ گله دارم از ما، شما، ایشان. بالا و پایین شدن نرخ دلار، یار را به حاشیه برده در نظرگاه ما. من هر روز باید یادم باشد که به چشمک گندم های مزرعه دنیا، بوسه طمع آلود حواله نکنم. آه.. قلبم گرفته از این غم. ببین شیطان توی دفتر خط دار پیشانی ام با آن خط بد چه نوشته؟! دلم می خواهد سرم را محکم بکوبم به عمود خیمه تنهایی ات. صاحب جمکرانی ترین دشت های پر ابر آسمان، خورشید منظومه نورانی ستاره های کهکشان. آقای غریب ما! هیچکس حواسش به طول غیبت شما نیست، فکر همه درگیر بازار ارز است. همه ارز خود می برند و زحمت شما می دارند. گاهی می پرسم از خود که در این بی صاحبی تا کی باید زلف آه را به سینه چاه رنجوری گره بزنیم؟ چقدر باید راه را گم کنیم تا دوباره بعد از سال های مدید، سر از کوچه متروک شما در بیاوریم؟ چقدر ماه را حواله مرداب کنیم تا به بهانه حوائج رایج مان، دعای مان را مستجاب کنید؟ دیشب راننده تاکسی می گفت اگر تو بیایی همه مشکلات حل می شود و کار و بار ما هم سر و سامان پیدا می کند. می بینی؟ ما کاری به شما نداریم. ما هم درست مثل کوفیانی که حسین را به کوفه دعوت کردند، از ظهور و حضور تو در پی گرفتن کره خوشبختی خود هستیم. همه چشمشان به دستان معجزه گر و دم مسیحایی توست. هیچ کس منتظر خودت نیست. دعای فرج برای ظهور تو، من باب رفع حوائج است. ما حتی برای لحظه موعود دیدار، حاجت های بی شمارمان را لیست کرده ایم. کسی دلش برای دیدن تو تنگ نیست. کسی برای تنهایی تو اشک نمی ریزد. کسی محض خاطر دل شکسته تو خون دل نمی خورد. هیچکس در پیش خود برای خون‌لخته های چشمان تو دنبال درمان و فلان چشم پزشک ماهر نیست.

 

نمی دانم، هیچ نمی دانم اما انگار فرشتگان خوب می دانستند که آدمیان چقدر نمک نشناسند. شاید شیطان این روزها را دیده بود که سرکشی کرد و به آدم سجده نکرد. ما همیشه عشق را خیلی ارزان پیش پای هوس هایمان قربانی کرده ایم. یوسف را به چند من جو پرک شده. علی را به یک وعده شام در رستوران زنجیره ای معاویه. حسن را به سکه های طلای تمام بهار اسارت. حسین را به یک دشت گندم و مهدی را به قیمت یک مشت دلار و چند من آجیل مشکل گشا. ما آنقدر که قیمت بادام و پسته برایمان مهم است، رنج انتظار آن مرد خسته هیچوقت برایمان مهم نشد. توی فیلم های این روزهای سینمایی ما، همه دنبال گنج هستند. همه در راه رسیدن به گنج، دزدی می کنند و دروغ می گویند و آدم می کشند. ما هنوز معنای گنج را دقیقا نمی دانیم. ما گاهی در وسوسه های مال دنیا شب ها بر اساس قانون، خواب قارون را می بینیم که در دل تاریکی، حواله مان می کند به چراغ نفتی. گاهی برای برنده شدن در قرعه کشی شمش طلا، دخیل می بندیم به نرده های بانک ها. گاهی برای استخدام، زیر میز رئیس را با یک بسته اسکناس طی می کشیم. ما حال مان زیاد خوب نیست..

 

هر قومی را به آیتی و وسیله ای آزمودند، امتحان ما شاید این بود که در بازار بورس اوراق بهادار، نامه «من الغریب» یار را به قیمت ثمن بخس ارزشگذاری و به خریداران عرضه کردیم! ما دارایی مان را به اندک بهایی معامله کردیم. ما غیبت دلدار را به قیمت دلار فروختیم، به همین سادگی، بدون هیچ گونه شرمندگی! قیمت دلار که بالا رفت از خاطر بردیم غیبت دلدار را! ما نگران بالا رفتن و دنبال پایین آمدن نرخ دلار و سکه ایم. ما برای کاهش هزینه های زندگی، به آمدن دلدار شدیدا محتاجیم. ما تا سیب زمینی قیمتش آسمانی باشد، به خوردن نان نادانی قناعت می کنیم. کاری نداریم که ظهور دور است یا نزدیک، مهم آن است که همه می دانند «ولی عصر» طولانی ترین خیابان است. جاده ظهور ناهموار و خیلی طاقت فرساست. هزار و دویست سال نوری، فاصله کمی نیست. این مسیر طولانی و بیابانی، حسابی حوصله هر منتظری را سر می برد. بلوار پیامبر اعظم چه خدمتی به مصرف بنزین ماشینمان کرد. در مسیر قبلی چقدر لاستیک ساییده می شد و خودرو استهلاک داشت. دو حلقه لاستیک این روزها خیلی گران تر از آن است که آدم برای شوق رسیدن به جمکران بیکران تو، تمام قم را دور بزند. این مسیر جدید خیلی هموار تر و سهل الوصول تر است. مسیر حرم تا جمکران امسال نزدیک تر شده است، ولی ما هر روز به یک بهانه سرمان گرم می شود و دور می شویم از تو. کاش بزرگراهی هم برای کوتاه شدن فاصله دل ما و قلب شریف تو می شد ساخت. تونلی برای عرض توسل به ضریح چشمان ملتهب و مرطوبت، زیر گذری تا سرداب مقدس به قصد ارسال عریضه های بی شکیبی، رو گذری برای رؤیت هلال ابرویت، پلی برای اتصال خیابان انتظار به صحن و سرای بیکران ظهور!

 

تا ما ناخوبیم، حضور او را در خواب هم نمی توانیم ببینیم. تا ما آماده نیستیم، او نخواهد آمد. تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست. من ناامید نیستم، چرا که هیچوقت اهل خواندن کتاب آیات شیطانی یأس نبوده ام. من با همه این حرف ها، مستأجر عمارت امید هستم. اعتقاد راسخ دارم که این شاهنامه با تمام تلخی، پایانی خوش خواهد داشت. اما بیایید در این تاریکی، قدر نور را بدانیم و عاشقانه منتظر قافله ظهور باشیم. در دوردست ها سوسوی نوری می بینم؛ بیایید دست روی دست نگذاریم و دست به کار شویم. بیایید کاری کنیم کارستان. کاش کاری نکنیم که دعای فرج هامان بی اثر شود، یا حرفی نزنیم که خدا لج کند با ما، و جایی نرویم که بغض مقدس «عهد»هامان شکسته شود. بیایید آنقدر نخندیم که گریه هامان بی اثر شود، و آنقدر برای چیزهای ناچیز نگرییم که حرمت اشک هایمان بی ارزش شود. و آنقدر غفلت نکنیم که ما را خواب ببرد و بند را آب. بیایید با اعمالمان برای قلب حضرت آسمان، رعد و برق نباشیم. بیایید قبل از آنکه سیل ویرانگری جاری شود، بر روی رودخانه خروشان هوی نفس خود سد محکمی بسازیم. نگاه کن؛ آسمان پوشیده از ابرهای باران زاست. صدای گریه ها را می شنوی؟ ابرها مثل یک طفل شیرخواره بی قرار اند. بیایید دعای فرج را با لهجه ابر و تجوید باران بخوانیم. بیایید دعای فرج را به سبک باران بباریم. او ترجمان آیه های بارانی و مهربانی خداست. خدا باران را دوست دارد. پس بیایید دو رکعت نماز نزول باران و ظهور یاران به امامت آسمان بخوانیم و دست به دعا برداریم. دارد باران می بارد... شنیده ای می گویند؟ دعا در لحظه باران مستجاب می شود...

نظرات تأیید شده: (۴۷)                                   واکنش‌ها : موافقین ۱۱ مخالفین ۰

آدم

امام زمان

باران

جمکران

حرم

طرح حرم تا حرم

ظهور

قم

کرم حلزون

نظرات  (۴۷)

۰۴ تیر ۹۲ ، ۰۹:۴۷

ریحانه بهشتی می گوید:

سلام
دیگر شده ام دچار وسواس بیا
بدجور به عصر جمعه حساس بیا
گفتی:به عموی خود ارادت داری
این بار قسم به دست عباس بیا!
از اینجا بودن با تمام وجودم لذت بردم
بازم که نه همیشه بهتون سر میزنم
موفق باشید

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
شما لطف دارید به دل آباد
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۱:۲۲

ماری می گوید:

سلام آقا سید .
سال به سال که می گذرد نیمه شعبانش دلگیرتر و بغش آلودتر می شود.
امان از جشنهای فریبنده و خرجها و بریز بپاش های شبهه ناک.
چه دل خونینی دارد حضرت یار

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم

هر سال 
یک سال نوری 
دور تر می شویم از او..
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۱:۲۲

ماری می گوید:

بغض آلود *
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۵:۱۳

آنتی توهم می گوید:

چند گویی قصه ی ایوب و صبر او، بس است
بیش از این ما صبر نتوانیم، او ایوب بود...

پاسخ دل‌باخته :


وقتی تو نیستی
هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد
فقط من
ذره ذره
ایوب می شوم..!
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۶:۳۶

زهرا می گوید:

فک کردم تنها کسی که میلاد امامش زانوی غم بغل گرفته منم ..فک میکردم نکنه مشکل از منه که روزی که همه شادن احساس نشاط نمیکنم دلم گرفته ......دلم گرفته....دیروز تو جشن عموهای فتیله ای جشن تکلیف دخترای نه ساله رو نشون داد که توش داشتن میزدن و میرقصیدن!!!!!!!! و این رسانه ملی ماست مروج لاابلی گری اونم در ههمون روزی که تکلیف رو برا بچه جشن میگیریم!!!!!!! از خون گریستن گذشته .....دلم میخواد بمیرم .....این روزها تنها دغدغه ام شده کاری برای راضی کردنش که میدانم با این اوضاع خودم و جامعه فعلا امدنی در کار نیست

پاسخ دل‌باخته :


دست برخی ها باشد ما حق ناراحت شدن از بی لیاقتی های خود را هم نخواهیم داشت.
خدا بخیر کند این انتظار طلبکارانه ی ما را...
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۷:۳۵

هیوا می گوید:

من

یک چیزی را نمیفهمم !


اگر ” حرف ” وزن ندارد

چرا

دل ِ من

کمر ِ من

زیر ِ بار ِ حرف های ِ ” تو ”
.
شکست ؟؟

پاسخ دل‌باخته :


این حرف ها برای من آقا نمی شود...
۰۴ تیر ۹۲ ، ۱۹:۱۴

حسین رضائی فرد می گوید:

سلام سید . . .
عالی بود متـنـتــون

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس
نظر لطف شماست

دوستان وقتی این طور می نویسند که «زیبا» و «عالی بود»، 
پیش خود می گویم یعنی درد دلم زیبا و عالیست..؟
۰۵ تیر ۹۲ ، ۰۰:۳۹

شهید بی پلاک می گوید:

سلام-
نمیدانم امسال چرا بیشتر در این فکر بودم که گویی دروغ میگوئیم... ما منتظرش نیستیم، ما که تحمل کمی سختی را نداریم..! چه غربالی بود این ماه.... روزهای اولش ما را به پای انتخاب بردند..
مهدی یا دلار!!! و ما ..............
ما در زندگی هر چه مصرف گرا شدیم، بی مصرف تر شدیم..
آنقدر بی مصرف که دیگر به درد "منتظر" بودن هم نمیخوریم...
چه احساس بدی بود این حس پس از انتخاب!!!

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمت خدا بر شما

راست گویی ادعای منتظر بودن ما وقتی با اعمالمان ثابت نمی شود، حالا اسمش هر چه می خواهد باشد. دروغ گویی، یا عدم انتظار، منتظر نبودن، فراهم نکردن زمینه، اعمال مغایر با گفتار و...

باید اصلاح کنیم خود را و گرنه باز هم نیمه شعبان ها اینگونه خواهد گذشت و باز ما بی صاحب خواهیم بود..

۰۵ تیر ۹۲ ، ۰۰:۴۰

خانم معلم می گوید:

سلام

من دیدم مجلسی که خانم جلسه ای اش گفت من پل نمی گیرم ولی قول باید بدهید که 24 ساعت از ظهر امروز تا ظهر فردا گناه نکنید .

من دیدم مسجدی را که احیا گرفته بودند نیمه ی شعبان را ...

و من دیدم جوانانی را در سر چهار راهی که تا قبل غروب مداحی گذاشته بودند و بعد از غروب ، با آهنگ ... میرقصیدند ...

گفته اند در شادی های ما شاد باشید و در غم های ما غم . نگفته اند در شادی امدن عزیز ترین عزیز خاندان عصمت و طهارت ، شاد نباشید . اشتباه نکنیم .

حضرت علی ارتباط فقر و بی ایمانی را گفته اند . نباید از مردم انتظار داشت که در پی نان نباشند و برایشان بی تفاوت باشد ولی نه انقدر که دنیا در نزدشان انقدر عزیز شود که همه چیز را پوشش دهد و از یار غافل شوند .

خوب نوشته ای که تا ما دور هستیم ظهور نزدیک نیست . بله ، ما باید بدانیم منتظر به که می گویند .

اما به من بگو آیا ما منتظریم ؟!!!
آیا تو منتظری؟ !
به من انتظار را یاد بده ...

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم

حرف ما برگزاری مراسم عزاداری در میلاد امام زمان نیست. شما خوب می دانید که حرفم چیست و از چه روست.

ما به ظاهر شیعیان اگر به انتظار اضطراری که برای نوشیدن یک لیوان آب داریم، منتظر او بودیم، ظهور رخ داده بود.

برای  این باید عزا بگیریم نه برای میلاد امام زمان.

ما منتظر نیستیم. کمترین نشانه انتظار کسی کشیدن، آب و جارو کردن خانه است.

۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۲:۲۲

مرتضی می گوید:

تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست و تا ما آماده نیستیم،
او نخواهد آمد...

- - - - - -

سلام
خدا قوت
انچه از دل برآید
لاجرم بر دل نشیند...

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم

تنها آنها که دل پر دردی دارند، 
خرید دار این دل نوشته هایند..


۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۲:۴۵

سپیده می گوید:

سلام
زیبا بود.
لحظه ای تفکر رهاورد خواندن این متن با اخلاص بود.

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله
همین لحظه ای تفکر هم یک دنیاست، 
همین که فکر کنیم، 
همین که قدری تأمل کنیم...
۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۲:۴۷

سجاد ضیایی می گوید:

بسمه تعالی
با سلام
وب سایت تخصصی مهدی ما عج لوگوی شما را در وبلاگ خود ثبت نمود

در صورت تمایل ،ما را با نام:

وب سایت تخصصی مهدی ما عج،www.sajadziayi.mihanblog.com
لینک کنید
باتشکر

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس
تشکر از لطفی که به دل آباد دارید.

۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۱۲

رفیق می گوید:


خیال کن که دلم نماز یومیه است
گناه دارد اگر بی خیال ان باشی ...
۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۷:۱۵

رفیق می گوید:

روزی تو رویت می شدی با کمترین اذکار
حالا نمی دانم مرا را چه شده که با ندبه های سالیانه در بیخبری ها خبرساز شده ام ...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۰۹:۲۰

مدادمغزی می گوید:

سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار...
به دلم نشست
یاد روزی افتادم که جلو چشمم بود بیلبوردش و لحظه به لحظه به حرم نزدیکتر میشدیم...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۱:۱۲

زهرا می گوید:

سلام با مطلب اتحاد یا اختلاف با تخریبها کدام را دنبال میکنید؟؟؟؟ به روز هستم تشریف بیارید خوشحال میشم[گل]
۰۷ تیر ۹۲ ، ۲۳:۰۱

فائزه سعادتمند می گوید:

شب نیمه شعبان، حدود 500متری مسجد مقدس جمکران:
توی پیاده رو وایساده بودم و انبوه ماشینایی با پلاکای متفاوت از شهرهای مختلف ایران از جلوم عبور میکرد به مقصد جمکران...
خیلی بیشتر از 313 نفر بودن...خیلی!
پس چرا نیومد؟
...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۲۳:۴۸

ناموس خدا می گوید:

سلام
یاد "مثال نقض برای یک قضیه شرطی" خودم افتادم
و البته "من از دوشنبه ها می ترسم"


راستی...
"صمیمانه با جوانان وطنم" اثر "سید مهدی شجاعی" است.
چرا "یاسین حجازی"؟!!!

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
نام یاسین حجازی برجای مانده از کتاب آه می باشد که هنگام به روز رسانی اشتباها نام ایشان جایگزین نام سیدمهدی شجاعی شده بود.
ممنون از تذکری که دادید.

۰۸ تیر ۹۲ ، ۱۱:۱۰

رفیق می گوید:

سلامی بودن حکومت

به امر به معروف و

نهی از منکرش است

اینها نبود بگوئید

جمهوری لائیک!

einlam.ir

می اید و از گذشته فقط
خجالت با قی می ماند !
۰۹ تیر ۹۲ ، ۱۴:۴۲

سید محم حسین می گوید:

سلام سید دل آباد رو لینک کرده بودم اما همین الان لینکشو برداشتم .
از چشمم افتادین...
به خاطر این خبر :اجرای حکم شلاق، مجری جنجالی مشهور تلویزیون!
راست و دروغشو کار ندارم ...
بهتر بود میذاشتید این راز سر به مهر تکلیفش در دادگاه عدل الهی برگزار بشه!!!!

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم؛
هر طور که مایلید بزرگورار، در هر صورت نظرتان بسیار محترم است.
اما نه از لینک شدن ها خوشحال می شوم -که لطف دیگران است- و نه از پاک شدن لینک ها ناراحت می شوم که سلیقه شخصی آنها. 
اینجا دل آباد است و تمام سعی ما این است که مصداق «فی قلوبهم» مرض نباشد.

می دانید، فرزاد جمشیدی به تف سر بالایی برای رسانه ملی می مانست که از بس صدا و سیما به فساد اخلاقی مجریان و مدیران «BBC» و «manoto» و «voa» پرداخت؛ اما سر این ماجرا آچمز شد و لالمانی گرفت و بایکوت کرد.
من از تمام دروغ هایی که در این مدت در توجیه این ماجرا گفته شد، بیزارم..
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.
۰۹ تیر ۹۲ ، ۱۶:۱۱

عزم می گوید:

سلام علیکـــــــــم

امام زمان(عج) نیاز به نصرت دارد ، نیاز به یاور دارد. مثل ابوالفضل ع تعلیم و تربیت شده میخواهد

امام‏زمان(عج) جشن تولّد نمی‏خواهد، امام زمان(عج) یاور می‏خواهد.

من مخالف این گو نه مراسم ها نیستم ، ولی قضاوت نمایید تا چه اندازه محصول این مراسم ها برای برپایی حکومت حقّه مثمره ثمر بوده است ؟
وقت مردم دارد با مجالس سینه زنی قاعدانه و جشن تولّد‏های قاعدانه تلف می‌شود . این نوع مجالس قاعدانه است. اینها مردم را زمینه ساز بار نمی‌آورد
این درد هم از سوی ما (مردم) و هم از سوی مسئولین استــــــــــــــــــــــــــ
...
۱۰ تیر ۹۲ ، ۰۹:۲۷

ب می گوید:

عکس من نمایش داده نمی شود نمی دانم کسانی که در دنیا مسلط هستند و بیشتر از مقام آسیاى قدرت دارند چطوری باید یک روحانی فقیر با یک عکس بوسیدن رهبر که همه می توانند کنارش بروند و عکس بندازند من نمی دانم دشمنی چند هزار ساله تا کی باید ادامه داشته باشد چه می دانی چه شده با رهبر قبلا تمام کن سایت کلوب کام رفتی و دوستی قم را زدی

پاسخ دل‌باخته :


هموطن عزیز کرمانشاهی
دلیل نمایش داده نشدن تصویرک شما در اینجا، عدم عضویت شما در سیستم است، که با عضویت شما این امکان برایتان فعال می شود.
چه خوب است اگر سطح مطالعات و آگاهی هایتان را قدری از این سطح - کوچه و بازار - بالاتر ببرید.
و اینکه برای توضیح یک پدیده و یک مسئله خاص، سعی کنید یک گزاره مشخص را به پایان برسانید.
۱۰ تیر ۹۲ ، ۰۹:۳۵

پایگاه خبری "ولی امر " می گوید:

با سلام
مطلب شما در پایگاه خبری "ولی امر" باز نشر شد .
موفق باشید
۱۰ تیر ۹۲ ، ۱۸:۱۳

آسمانی تر از آبی می گوید:

خیلی از این جمله تون خوشم اومد : "تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست!"
۱۰ تیر ۹۲ ، ۱۹:۵۳

معصومه می گوید:

عمری ست ازحضوراوجامانده ایم
درغربت سردخویش تنها مانده ایم
اومنتظراست تاکه ما برگردیم
این ماییم که درغیبت کبری مانده ایم
۱۱ تیر ۹۲ ، ۰۹:۰۸

سعادت می گوید:

سلام...
تا ما دور هستیم ظهور نزدیک نیست...
تا ما دل کور هستیم، انتظار دیدن نداشته باشیم...
تا مُهر شکم پرستی بر دل زده ایم، نوای "اناالمهدی" نخواهیم شنید...
۱۲ تیر ۹۲ ، ۱۵:۳۳

bablack1001 * می گوید:

هنوز امیدوارم، امیدوار به اینکه میتوانم برای ظهور امام زمانم کاری بکنم...!

ازپشت نقابمان عیان کن مارا

آیینه ی عبرت جهان کن مارا

اینجاهمه ادعای یاری داریم

یک جمعه بیاوامتحان کن مارا

۱۲ تیر ۹۲ ، ۱۶:۱۴

اللهم ارزقنا ولایت المهدی.. می گوید:

•با سلام دل شنیدی که درباره گلشیفته و..سخن فرمودید را شنیدم نکات لازم و به جایی بود اما نکاتی را لازم دانستم خدمتتان عرض کنم که شاید-فقط شاید به دردتان بخورد.به نظر میرسد فرد دغدغه مندی هستید و سایتتان نیز به لطف حق قابلیت این را دارد که پایگاهی برای بچه مذهبی ها بشود-لطفا حتی در ذهنتتان نیز نفرمایید که دلبسته ی شهرت و.. نیستید.از باب وظیفه وشکرانه ی قلم روانی که خدا به شما داده عرض میکنم که بهتر است ازگفتن برخی جملاتی که درباره ی-ببخشید ببخشید –گند اخلاقی فراهانی ذکر نمودید پرهیز بفرمایید.اصلا در شان شما نبود حیف آن انفاس حزب اللهی که اینگونه سخنان را به زبان برساند.کما اینکه باکمی سانسور هم ما میفهمیدیم چه کار کرده این خانم....باز هم هرجور شما صلاح میدانید اما گاهی زبانم لال با اینگونه سخنان باقی کلمات خوب حیف میشود.و انسان لذت آنها را نمیچشد.موفق باشید.
۱۲ تیر ۹۲ ، ۱۷:۲۳

بگیر از من جهانی را ولی بانو حرم را نه..تمام جاده ها آری خیابان ارم را نه.. می گوید:

با سلام.نمیدونم عضو نشریه ی امتداد هستید یا نه.یه نشریه ی دغدغه مند با بچه هاومشترکین حزب اللهی تو حوزه ی دفاع مقدسه.پیشنهاد میدم اگر صلاح میدونید سری به سایتwww.emtedad.irبزنید آرشیو نشریه ی 44صفحات 41-32-12رو بخونید و روی سایتتون قرار بدین.موفق باشید
۱۲ تیر ۹۲ ، ۲۱:۴۹

م.شریفی می گوید:

سلام

چند وقت پیش کسی را دیدم که به عمرش دلار دست نگرفته بود. اصلا دلار هیچ نقشی در زندگی او نداشت، اما بالا و پایین شدنش را خوب می‌دانست. ریز به ریزش را. که چه روزی چه‌قدر بالا رفته و چه روزی چه‌قدر پایین.
و 25 سال خودم را دیده‌ام که بارها عنایت صاحبم را در زندگی دیده‌ام و اصلا هر چه دارم از اوست، اما از روزها و ساعت‌های غم و شادیش هیچ نمی‌دانم!
مثل او و مثل من خیلی زیاد است روی این زمین. ملیون‌ها ملیون آدم بی‌خیال!
۱۵ تیر ۹۲ ، ۱۳:۱۶

اللهم ارزقنا ولایت المهدی.. می گوید:

با سلام نوشته هایی که درباب معرفی کتب نوشته اید خیلی عالی بود-بلطف حق تعالی-خدا قوت.نمیدانم کتاب مردی در تبعید ابدی را خوانده اید یا نه؟وهمچنین3جلد کتاب3دیدار.که مرحوم نادر ابراهیمی درباره زندگی ملاصدرا وحضرت امام ره نوشته اند.معرفی این کتب با زبان ادبی کمک مهمی به نشر سیره ی امام و علم وعشق به تحصیل چون ملاصدرا میکند.انشاالله.
۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۸:۲۱

سها می گوید:

سلام
هر آنچه که گفتید حرف دل ما هم هست ولی بهتر از شما نمیتوانیم بیان کنیم

دلم رفتن میخواد
از نوع آسمانی شدن
دیگه دلم تاب این دنیارو نداره
دعایم کنید از حصار این دنیا زودتر آزاد بشم...
۱۷ تیر ۹۲ ، ۲۳:۰۰

نمی ازیم می گوید:

خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار
بوی پیراهن به کنعان خانه روشن میکند..........
دلم عجیب هوای حبیب را کرده ....دلم عجیب حال محبوبه را در دل دارد....
دلم عجیب بوی شبهای انتظار را به سحر استشمام میکند...
دلم داغ دارد...ولی سفره ضیافتی گسترده اند که که با نخوردن وندیدن ونگفتن همراه است....شاید برای اینکه تو را ببینم ...با تو هم سفره شوم وبا و سخن بگویم....
ماه رمضان مبارک.....................................
اللهم عجل لولیک الفرج بحق المضطر
۱۸ تیر ۹۲ ، ۱۴:۱۳

یه دوست... می گوید:

سلام علیکم...
ممنون از تذکرتان.... راستش را بخواهید در نوشتن به آن شکل،مردد بودم ...نمی دانم شاید اثرات آخر شب بود....
+اصلا فکر نمی کردم که گذر شما آنطرف ها هم بیفتد...ممنون از حضور.
۲۰ تیر ۹۲ ، ۰۱:۳۰

بانوی آذر می گوید:

خدا کند دلت را نشکسته باشم مولای مهربانم...
مباد آن لحظه ای که تورا بخواهم برای خودم...
۲۵ تیر ۹۲ ، ۱۷:۴۲

کلید اسرار می گوید:

ندیدمت که بگویم چقدر زیبایی


نیامدی که ببینم شبیه دریایی ،

ببین دوباره غروب است و جاده آماده

بنا به گفته مردم غروب می آیی !


شکوه آمدنت را ببخش به چشمانم


بیا الهه غربت سوار صحرایی
۰۹ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۴۹

ندا کشاورز می گوید:

امام زمان غریب است. چون حتی فرزندانش، یعنی شیعیانی که مهرش را در دل دارند، غیبتش را به منزله ی بازنشستگی اش گرفته اند و شان ایشان را تا زمان ظهور، تعطیل فرض کرده اند!
آیا این غربت نیست که دوستان و نزدیکان ایشان چنین گمان کنند که امامشان، در چاه سامرا افتاده است یا در مثلث برمودا زندگی می کند و یا اصلا روی این کره ی خاکی نیست؟
در حالی که امام صادق(ع) معنای غیبت ایشان را اینچنین توضیح داده اند:
"(مردم)اورا می بینند ولی نمی شناسند"
حضرت مهدی در زمان غیبت، در میان کوچه و بازار راه می روند، بر فرش های دوستان و شیعیان قدم می گذارند، اما کسی ایشان را نمی شناسد. یعنی امام زمان، در میان ما ناشناس زندگی می کنند.
برگرفته از کتاب"غربت، نصرت، مراجعه"نوشته ی مسعود بسیطی
۱۶ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۲۹

میم مثل من می گوید:

با سلام ...

تنها کاری که از من بر میومد به اشتراک گذاشتن این دلنوشته ی دل آباد در سایت کلوب بود !!
خب به نظرم ادم با خوندن این دلنوشته که همش حقیقت هایی بدون اغراقه هنگ میکنه!!
مات و مبهوت میمونه و تازه میفهمه بین حرف تا عملش فرسخ ها فاصله است !!
.
.
.
ممنونم بخاطر حضورت که با اومدنت منو از ب روز شدن اینجا باخبر کردی ...
مدت ها بود بین وبلاگ های دوستان دنبال وبلاگ( کاش میشد روی خدا رو بوسید )میگشتم!
اگر اشتباه نکنم همینجا بود شایدم جای دیگه به سبک دیگه ولی دلنوشته های اینجا حال وهوای اونجارو میده

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
سپاس از حسن توجه حضرتعالی.

دعا کنیم برای احوال خودمان.
تا ما ناخوبیم، ظهور را در خواب نیز نخواهیم دید...
السلام علیک یا ربیع الاَنام و نضرةَ الاَیّام...

سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگار....

****
سال فاطمی خوبی داشته باشید....

......
http://heyateketab.blog.ir/

پاسخ دل‌باخته :


سلام و درود
همچنین ان شاءلله سرشار از خیر و نور برکت باشد این سال
سپاس از همراهی و حضورتان
۲۳ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۵۵

ن.ش می گوید:

یک عمر تو زخم های ما را بستی
هر روز کشیدی بـه سر ما دستی
شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!
ما تازه به یادمان می آید هستی!
"جلیل صفر بیگی"

افسوس... افسوس... افسوس....


پاسخ دل‌باخته :


وقتی در دعا کردن آن آخرها یادمان می آید که نیستی، یعنی که یعنی...
۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۵۰

سپهرا می گوید:

سلام علیکم
هرچه بی حجابتر شدیم تو در حجابتر شدی...
چه می شود که یوسفانه از دلِ سپیدیِ چشم های یعقوبان زمان، تو ناگهان فرود آیی و حجاب از رُخ ماهت برگیری و دل ببری از عالمیان... تا دست از ترنج نشناسان، مات روی دل آرایت شوند و مستانِ عالم به یکباره ساقی بزمِ آمدن تو گردندد به شیدایی...


پاسخ دل‌باخته :


علیکم السلام
او نخواهد آمد، تا ما به خود نیاییم...
۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۲۴

کلیداسرار می گوید:

سلام سید ..
من ازتون گله دارم.. هر وقت نظر میذارم تایید نمیکنید چراااااااااا؟؟؟
جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله
جسارت ما را ببخشید
احتمالا به دلیل عدم رعایت آخرین بند از قوانین دلگویه هاست.
۰۷ تیر ۹۳ ، ۰۰:۳۵

سعید براتی می گوید:

سلام-

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین....

پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را حضورتان تبریک عرض میکنم و دعا میکنم ماه فرج مولامون باشه و ما هم لیاقت سربازیش را داشته باشیم.

التماس دعا

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
همچنین ان شاءلله ماه پر فیضی را در پیش داشته باشید.
ان شاءلله.
محتاجیم
۲۴ تیر ۹۳ ، ۰۹:۵۸

سجیل می گوید:

سلام.
.
.
.
نا خوب ...

عذر تقصیر بابت دیر و کم بودن هایم !

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
خوش آمدید به آباد دلم...
خوب شوید ان شاءلله
۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۰۵

محمد جواد مهدی زاده می گوید:

ما شاءالله آقا سید؛ قلم تون فوق العاده است!

پاسخ دل‌باخته :


هذا من فضل ربی
سپاس از لطف شما
۲۴ آبان ۹۳ ، ۱۸:۰۱

رنگینک بوم دل می گوید:

آخ که سوختم

پاسخ دل‌باخته :


سوختن بهای وصل است..
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۹

نه آنم می گوید:

همواره به سوی ظهور ...

پاسخ دل‌باخته :


نزدیک شوم به او تا دور نشود دوباره...

ارسال دل‌گویه ها:

بدیهی است که همه دیدگاه‌های شما خوانده شده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی لحاظ می شود؛ بنابراین، برای درج دیدگاه خود، رعایت برخی چهارچوب‌های اخلاقی ضروری است:

- لطفاً دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید، پیام های غیر فارسی منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا، نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد منتشر نخواهد شد.
- از ارسال دیدگاه های تبلیغاتی و یا حاوی لینک، خودداری کنید، پیام های نامرتبط با متن، تأیید نمی شوند.
- لطفاً دیدگاه‌تان تا حد امکان مربوط به همین نوشته باشد، در غیر اینصورت می‌توانید از قسمت تماس با ما استفاده نمایید.

بلاگرهای بیان لطفا برای ارسال نظر و یا رأی‌دهی به مطالب روی گزینه «وارد شوید» در کادر پایین کلیک کنید تا مجبور نشوید نام و آدرستان را مجددا بصورت دستی وارد کنید.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی