روزهایی که می آید. شب هایی که می گذرد. نفسی که می آید. سوزی که می گیرد. آهی که گرم می شود. ناله ای که برمی خیزد. نگاهی که با در و دیوار خانه در می افتد. نفسی که می آید، آهی که می رود. و صدای خس خس سینه و صدای سرفه های ممتد و دستمال های کاغذی، که یکی یکی متراژی از درد و رنجوری را ثبت می کنند. آخرین برگ دستمال کاغذی را می کنم. صدای عطسه، صدای [...]
