فرا رسیدن سالروز ازدواج بهانه خلقت حضرت فاطمه زهرا و با پدر امت، امیرالمومنین علی «علیه السلام» را به حضور شما همراهان اهل دل تبریک و شادباش عرض می کنیم و از همه شما التماس دعا داریم.
فرا رسیدن سالروز ازدواج بهانه خلقت حضرت فاطمه زهرا و با پدر امت، امیرالمومنین علی «علیه السلام» را به حضور شما همراهان اهل دل تبریک و شادباش عرض می کنیم و از همه شما التماس دعا داریم.
مگر می شود پهلوی تو بود و شکسته نبود...؟
آن سال ها که از درد پهلویم در این ایام می نوشتم شاید مثل همیشه، یک برداشت شاعرانه می شد از حرف ها و نوشته هایم، شاید خودم هم فکر می کرم دردم حاصل از یک تلقین احساسی است نه دردی واقعی. حال اما می بینم نه! از صبح نمی توانم بی آنکه دست بر پهلویم بگیرم، خم شوم یا از جا بلند شوم.. آری، این قصه سر دراز دارد...
سلام خدا بر تو ای جگر گوشه رسول خدا. تحیات الهی بر تو ای بانوی یاسگونه مرتضی. صلوات خدا بر تو ای همیشه سنگ صبور محنهای حسن. درود آسمانها بر تو ای الی الابد محزون شهید غریب. سلام مادرجان! سپاس که سیصد و شصت و پنج روز سال، هوایمان را داشتی و اجازه دادی که دوباره محرم حسین تو را تنفس کنیم. بانو، ما همه ممنون دار تو ایم، گرچه دست به پهلو داشتی تو، گرچه سخت به پهلو [...]
آه از چروک های دست و چهره ات...
به فتوای رساله عشقیّه دلم می گویم تنها نامحرم هایی که می شود یک دل سیر به چهره ها و دست هاشان نگاه کرد، مادران شهیدند. البته اگر اشک شرمساری اجازه بینش را در آن لحظه به چشم ها بدهد...
و دست فرشچیان طرح می زند آن را
همه گویند
بهشت زیر پای شماست
مادر
پایین پای تو [...]
چرا بعضی نمی دانند که پرپر کردن یک گل جفا به باغبان است؟
لازم به امتحان نبود
باغبان مدینه
بهتر از هر کسی می دانست
حاصل پیوند نیلوفر به ساقه یاس [...]
هر شب
بالش زیر سرت شد
دردسر هایی که
زیر سر من بود [...]
از مجموعه «از در تا مادر»
خدا مادر را آفرید،
تا روی زمین جا بگذارد
رد پایش را
مدینه بعد از مادر، جای ماندن نبود...
در آسمان عشق، خورشید در فراق ماه از این چرخش های بیهوده داشت خسته می شد که فرشتگان مژده اجلال نزولت را دادند. آمدی از بهشت که جمع قمر های منظومه عصمت جمع تر شود. قبل از تو خورشید دلیل موجهی برای چرخش نداشت. آمدی تا یکبار دیگر آسمان به زمین نزدیک تر و خورشید به ماه مشتاق تر شود. آمدی که جای خالی خود را در گهواره آغوش مسیح پر کنی، که جای خالی مادر را در مدینه دل [...]
در بقیع
آنجا که خاکش گِلی تر است،
مزار مادر است! [...]
روزهایی که می آید. شب هایی که می گذرد. نفسی که می آید. سوزی که می گیرد. آهی که گرم می شود. ناله ای که برمی خیزد. نگاهی که با در و دیوار خانه در می افتد. نفسی که می آید، آهی که می رود. و صدای خس خس سینه و صدای سرفه های ممتد و دستمال های کاغذی، که یکی یکی متراژی از درد و رنجوری را ثبت می کنند. آخرین برگ دستمال کاغذی را می کنم. صدای عطسه، صدای [...]
فرقی نمی کند،
قم باشد یا تهران،
مشهد باشد یا کرمان؛
حتا فرقی نمی کند
چاله کاظم باشد، یا سالاریه [...]
کشتی پهلوگرفته، پرفروشترین اثر سید مهدی شجاعی و پرتیراژترین کتاب ادبیات داستانی ایران - طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیش از ششصدهزار - ، ضمن مروری بر نقاط عطف حیات حضرت فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها)، روایت مصائب زندگی ایشان از زبان اطرافیانشان و نیز شخص خودشان است. کشتی پهلو گرفته، مرثیه ای است منثور از زبان و دل صاحبان عزای فاطمی. کتاب از 14 فصل است و راوی اول شخص در هر کدام از فصول، یکی از وابستگان حضرت فاطمه [...]
تو نامت را در میدان مین جا گذاشتی و من خودم را در سجده نماز. تو خودت را روی مین جا گذاشتی و من خدا را روی مُهر و جانماز. تو پرکشیدی به آسمانِ گمنامی و من این روزها در پی آوازه و نام و خوشنامی ام. از شما تا ما یک «دهه شصت» یا «هفتاد» و «هشتاد» فاصله نیست. از قعر چاه تا منزلگاه ماه فاصله است. بچه های گردان تخریب، چه ها که برای خود نساختند و ما این روزها با ساختن هایمان چه ویرانی ها که به بار نیاوردیم... ما در هوای شما نفسی نداشته ایم. ما بویی از [...]
نگاه کن؛ بد قولی هایم تمام شد. ببین، مفاتیح در دست گرفته ام. می خواهم دعای «وارث» بخوانم. ضبطش هم می کنم. تو هم برای التیام روحش پخش کن، تا آرام شود. من قول می دهم، برای یک بار هم شده، سر قولم بایستم. بگو تا فردا صبر کند. سر ساعت می آیم. دعا را به دستت خواهم رساند. بگو این صدا، دعا خوانش فرق می کند. بگو برگردد، من هم قول می دهم، همان طفلی بشوم که او می خواهد. شیطنت را می گذارم کنار، بگو فقط برگردد. بگو راه رفته را برگردد [...]