دریافت کد گوشه نما

دل آباد :: رسانه اهل دل

دل آباد، رسانه بی دل هایی ست که در به در، در پی دلدار اند.
خانه | اخبار | پیامک | کتاب | جزوه | اپلیکیشن | فیلم | صوت | ختم قرآن | عکس | گوشه‌نما | آرشیو | پیوندها | وبلاگ‌ها | همدلی در دل‌آباد
درباره ما | تماس با ما


امروز
یکی دیگر از روزهای خوب خداست


مژده وصل برادر به برادر برسان..


| ارسال در «دل‌نوشت» توسط دل‌باخته .. ، در ساعت ۱۷:۰۳ روز پنجشنبه ۰۷ دی ۹۱ |


بیست و پنج سال پیش در روز پنج شنبه، هشتم دی ماه سال هزار و سیصد و شصت و هفت شمسی؛ نوزده جمادی الاولی هزار و چهارصد و نه قمری؛ بیست و نهمین روز دسامبر سال هزار و نهصد و هشتاد و هشت میلادی در وقت اذان صبح یکی از سردترین و برفی ترین روزهای زمستان در تالش به دنیا آمدم. امشب شب هشتم دی ماه 1391، برابر با بیست و نه دسامبر 2012، شب تولد من است و همگی دعوتید به یک مهمانی ساده و بی رنگ و بی زرق و برق و بی سر و صدا. البته لازم می دانم همین ابتدای مهمانی، خدمت همه شما بزرگوارن عرض کنم که این مهمانی کمی تفاوت دارد با جشن های تولد دیگر. امشب خبری از کیک و میوه و شیرینی و هدیه نیست. امشبی را می خواهم از بند ولیده دنیا رها شویم. می خواهم قدری دور هم بنشینیم و برای هم حرف بزنیم.

 

همیشه که قرار نیست یک سال را در انتظار شب تولد صبر کرد تا کیک تولدی بزرگ و خوشمزه، دلیل خنده ها و خوشگذرانی های مان شود. گاهی باید منتظر شبی سرد ماند. گاهی باید جای آجیل و انار و هندوانه شب یلدا به فکر سرمای مهلک روزهای پر برف زمستان بود. به این اندیشید که سقف خانه را آنقدر مستحکم ساخته ایم که تحمل بار گران بارش برف های سنگین مصیبت را داشته باشد؟ به این فکر کنیم که برای روبیدن برف پشیمانی از سقف نادانی، پارویی مرغوب و محکم نزد خود داریم؟ گاهی باید شب تولد به شب مرگ اندیشید. گاهی بجای گرفتن جشن تولد در تالار های بزرگ، باید به یاد عزا گرفتن شب اول قبر خود در آن مکان کوچک و تاریک بیفتیم. باید کمی هم در میان تمام مشغله های فکری و کاری روزانه مان، به فکر سنگ لحد شب اول قبر خود باشیم. گاهی باید به جای طعم شیرین کیک تولد دنیایی، به عذاب قبر تلخ عقبایی اندیشید. باید یکبار هم که شده برای آن شب موعود حساب و کتاب کرد و برنامه ریخت. پس این یکبار و این یک شب را بیاییم در شب تولد، خود را آماده شب مرگ کنیم.

 

همه از مرگ می ترسند و ما اما از زندگی ننگین باید بهراسیم. زندگی همیشگی نبوده و ما همیشه زنده نخواهیم ماند، مگر اینکه از مردگی دست برداریم. و مگر مرگ چیست، برادر ناتنی و البته صمیمی خواب! همین خوابی که بس که شیرین است برای ذائقه مان، شب و روز دست از سرش برنمی داریم. اما خود را با مرگ، تا این اندازه بیگانه می دانیم. ما تا وقتی طالب خوابیم، بیداری مان هم در حسرت خواب خواهد بود و تا وقتی زندگی را همینی که داریم می دانیم، مرگ را هم آنچه هست نخواهیم دانست. بیداری نام دیگر مرگی ست که برادر خواب است. مرگ آن روی سکه تولد است. چرا این دو برادر را این همه دور می بینیم از هم؟ این ماییم که بین تولد و مرگ دیواری حائل کشیده ایم، دیواری به بلندای هوی خواهی، دیواری از جنس بتن منیت که کشور وجودمان را پشت این حصار، «سرزمین اشغالی» کرده ایم.

 

ناف تولد زندگانی ما را با کیک های خامه ای نفسانیات و هدیه های رنگارنگ و پر زرق و برق دنیا طلبی بریده اند. باید کنار بزنیم این حجاب های خودساخته را. باید از قید این ظواهر بی خاصیت خلاصی یافت. این شیوه گفتاری و ادبیات نگارشی مناسب روح ما نیست. باید الف بای دیگری آموخت. اینقدر داوطلبانه خود را اسیر هر زندان و سیاه چاله ای نکنیم. ما انسان ها مسافریم در این مسافرخانه زمین، چند سالی بیشتر مهمان این دنیا نیستیم. تمام مسافران نیز یک روز به مبدأ خود باز می گردند. به قدر نوح هم اگر عمر کنیم، باید روزی سرآخر خود را آماده رفتن کنیم. روزی که به دنیا آمدیم دست ما نبود اما روزی که از دنیا می رویم را خودمان رقم می زنیم. تاریخ تولد انسان مهم نیست، تاریخ تبلور انسانیت است که مهم تلقی می شود. روی سنگ قبور شهیدان «تاریخ تولد» هیچ اهمیتی ندارد، روز و ماه و سال شهادت است که ارزشمند است. ما روز تولد هیچ یک از شهیدان را گرامی نمی داریم، اما تا بخواهی روز شهادتشان - یعنی روزی که پرواز آموختند- را گرامی می داریم. اهل کجا بودن مهم نیست. که ما اهلیتی در این زمین نداریم. روی سنگ قبر گواهان درگاه حق نیز، «محل تولد» بی اهمیت است و آنچه که مهم است «محل شهادت»-یعنی آنجا که اولین بار پرواز کرده اند- است. اهل کدام منطقه بودن مهم نیست. اینکه منطق زندگی ات چقدر محکم باشد، اهمیت دارد.

 

من هنوز هم معتقدم: انسان، حیوانی ناطق است، اما وحشی ست! آدم وحشی مثل اسب وحشی ست، که در گریز از اهلی شدن، از عمق عصیانگری های نفسانی، شیهه می کشد و لگد می پراکند. انسان تا لجام تعبد را بروی دهنه هوای نفس خود نپذیرد و خود را در تملک بی چون و چرای معبود نداند، حیوانی وحشی و طاغی ست. حال در این روزگار، اهلی ها کدامند و کجایند، و وحشی ها کدام و کجا؟ پس خنده دار نیست که برای دیدن حیوانات وحشی به باغ وحش می رویم؟ بلیط باغ وحش ها هم این روزها مثل خیلی از کالاها و خدمات و اقلام گران شده است. با این اوصاف چه آدم هایی که شاکی اند از اینکه وعده های باغ وحش رفتن و نوبت حیوانات وحشی دیدن شان دیر به دیر خواهد شد. ولیکن از سر جهالت، غافلیم از اینکه عمری ست در باغ وحش انسانی دنیایمان به تماشای یکدیگر نشسته ایم. با چقدر فدیه می توان از زنجیر این اسارت های حقارت آمیز رها شد؟ چه میزان کفاره باید پرداخت تا از شر نفس اماره رها شد؟ چقدر باید تقلا کرد و همچون مار به خود پیچید تا موسم پوست اندازی فرا برسد؟

 

در آن باغ زندگی که ابر نا امیدی بر زمین دل، باران یأس می بارد، خار و خس می روید و گل یاس نخواهد رویید. آدمی به امید زنده است، اما با آرزو ها و خیال پردازی هاست که پیرانه سر می میرد. امید همچون تنفس است و آرزو چون خیال تنفس. امید از ایمان است و آرزو ریشه در نا امیدی دارد. باید در این شب های سرد و تاریک، به فردای روشن امیدوار بود. نخود هر آش نباید باشیم، باید جایگاه خود را بدانیم و از میان تمام مسیرها راه خود را انتخاب کنیم. باید در این فکر بود و در پی آن بود که بالاخره کدام بهار است که ما سر از پیله در خواهیم آورد. در کدام زمستان است که جای اینکه اسیر حرف های پُر برف باد شویم، به مبارزه برمی خیزیم؟ دم خروس را باور کردن، بهتر از این است که همچون کبک، سر زیر برف کنیم و خطر لوله سرد تفنگ شکاری شکارچیان را باور نکنیم. هنوز هوا آنقدر ها هم که می گویند برفی و طوفانی نشده است. باید شال و کلاه کرد که روزهای سرد و سختی را در پیش داریم. این لباس های نازک، ما را از گزند یخ زدگی نمی رهاند. دست های آویزان این شال های زینتی، از همین حالا در مقابل سرمای شلاق وار کولاک بالا رفته و تسلیم اند. این کلاه گشادی که بر سر داریم، با اولین باد نه چندان شدید، از سرمان خواهد افتاد. این کفش های ظریف و دست‌دوز آدمی زادی، آدم را در نبرد بهمن پا برهنه خواهد گذاشت. ما مسافر روزهای زمستانی تقویم هستیم. بیاییم راه و روش و نوع پوشش رفتن را همین حالا انتخاب کنیم، البته اگر ایمان داریم..

* فاضل نظری: مرگ یا خواب چقدر این دو برادر دورند|مژده وصل برادر به برادر برسان!

نظرات تأیید شده: (۶۱)                                   واکنش‌ها : موافقین ۲ مخالفین ۱

متن ادبی

دل نوشته

8 دی

شب اول قبر

مرگ

تولد

شهادت

زمستان

نظرات  (۶۱)

۰۷ دی ۹۱ ، ۱۸:۵۶

ماهِد می گوید:

سلام سید. مخ آدم رو میزنی دیگه رومون نمیشه بگیم تولدت مبارک!
راستی می بینم که بلاگفا باهات دست به یقه شده!همه م دارن میگن لنگش کن لنگش کن

پاسخ دل‌باخته :


سلام 
خنده..
شما که شرمنده کردید ما را برادر
قصه بلاگفا به سر رسیده و من قول می دهم که با حضور سیستمی همچون بلاگ ؛ طی چند سال آینده در عرصه وبلاگ نویسی بلاگفا هیچ کاره خاهد بود.
و البته پیشنهادم به دوستان این است که اگر به دنبال فضایی دلنشین و امن و پر سرعت و با خدمات فراوان هستند به بلاگ عزیمت کنند. تأمین دعوتنامه ها برای ثبت نام دوستان و انتقال مطالب و کامنت ها به بلاگ هم با من.
۰۷ دی ۹۱ ، ۲۱:۳۶

ش.ج می گوید:

سلام ....
اول اینکه تولدتان مبارک ... و بعد که چند روزی از بنده کوچکترید برادر بزرگوار ! و من همیشه ایام تولدم به این فکر میکنم که حالا که خدا خواسته تا باشم قرار است چطور باشم؟ آمده ام که چه کنم ؟ توی این سالهایی که گذشته چکار کردم ؟ وقتی بروم خدا دستم را از روی مهرش فشار میدهد یا نگاهش را از سر ناراحتیهاش از رویم میگرداند؟ و این میلرزاند دلم را که نکند ..... نکند .... و اما من نمیگویم انسان حیوان ناطق است ... میگویم انسان همان نفس شریفی ست که از دم پروردگارمان آدم شد! .... و همین دلم را گرم میکند به اینکه حالا که آدمی زاده ام باید آدمی زاد بمانم تا نکند بشوم آن حیوان وحشی نوشته ها! .... ما مسافر روزهای زمستانی تقویم هستیم و منتظر بهار ... تولدتان بازهم مبارک ... یاعلی

پاسخ دل‌باخته :


سلام خدا بر شما
اول اینکه سپاس از لطفتان 
و بعد اینکه ما بدون حکم شناسنامه هم کوچک همه دوستان هستیم.

آه این شب چقدر تاریک است
اندکی صبر؛
سحر نزدیک است..
۰۷ دی ۹۱ ، ۲۳:۰۰

مخاطب می گوید:

چقدر عجیبه
آدم شب بخوابه، صبح بلند شه، ببینه یکسال بزرگتر شده...

قریب به همین مضمون را همین جا خواندم، یکی از نوشته های شماست. خیلی از اوقات بهش فکر می کنم. البته و عذر بابت این که نوشته تون رو دقیق نقل نکردم...
تولدتان مبارک
براتون آرزوی عمر با عزت و پر برکت دارم.

۰۷ دی ۹۱ ، ۲۳:۰۷

بی رنگی می گوید:

سلام

گرهی محکم زن
پوتین ها را
که روزگار رزم در پیش است!

چشم هایت به نور جمال مولا روشن شود...
آمین..

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله

منتظریم کی شب حمله فرا می رسد.

آمین و ان شاءلله..
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۱:۰۱

سیده می گوید:

سلام

میلادتان مبارک
عاقبتتان ختم به خیر انشالله

بلاکفا به خونتان تشنه است! خوب حال بلاگفا را گرفتید، آقا دمتان گرم!

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمت خدا بر شما
سپاس
ان شاءلله و همچنین

بلاک فا!

این تازه اولش بود. فقط کمی صبر.. پشیمانش می کنیم!
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۱:۰۲

صیاد می گوید:

بسم سید السادات
هوالسلام
برادر کشی را از همان اول خاندان آدم یاد گرفته انداما،
روزگار وصل نزدیک است
ای غم، غم مخور...

تولللللدت مبارک

پاسخ دل‌باخته :


و علیک السلام

انسان فراوان است، اما آدمی نیست
مثل تمام غصه ها،
این هم غمی نیست.

ممنون و متشکر
تولد شما هم مبارک.
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۱:۱۸

هاجر می گوید:

خبر وصل برادر به برادر برسد...
خبر هجر برادر ز برادر چه کنم؟؟
خبر آید ز برادر به برادر رفقا؟؟
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۱:۴۸

خانم معلم می گوید:

سلام
تولدت مبارک
حضرت علی علیه السلام فرموده اند:
نسبت به دنیایت چنان عمل کن که گویی همیشه زنده ای و نسبت به آخرتت چنان عمل کن که گویی همین فردا میمیری.

فرقی نمی کند که روز تولدت باشد یا نه، مهم این است که فراموش نکنی که قرار است یک روزی بروی آنجا که از تو بهتر و از تو بدتران هم رفته اند. جایی که سرای همه ی مردم است و البته می ماند باورت.

باور مرگ تنها ترسی است از یک حادثه ناشناخته برای ما . اگر باورمان از مرگ این بود که مرگ «نیستی» است خوب بود ، منتها باور داریم که پس از مرگ به حساب هایمان ممکن است ( ممکن است ) رسیدگی شود و اگر چنین شود چه شود...!
اگر این ممکن تبدیل به حتما شود شاید کمی در اعمال و رفتارمان تجدید نظر می کردیم ...

باز هم مبارک باشد تولدت. مثل گل باشی و عمرت اما مثل گل نباشد...

پاسخ دل‌باخته :


سلام مامانش
من مثل گلم، ناز و باقی مسائل.
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۲:۳۶

عتید می گوید:

سلام
عمرتان پربرکت!
هر روز باید متولد شد.
تولدی از خود دانی به خود عالی!
با آرزوی ارتقای وجودی آن به آن برای شما بزرگوار...
در پناهش...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله
سپاس از لطف تان
انسانم آرزوست.
ان شاءلله
۰۸ دی ۹۱ ، ۰۹:۴۷

مصطفی روحی می گوید:

تولدت مبارک ...

پاسخ دل‌باخته :


سپاس مصطفاجان
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۰:۳۵

هاجر می گوید:

مژده وصل برادر به برادر برسد...
خبر هجر برادر ز برادر چه کنم؟؟
خبر آید ز برادر به برادر رفقا؟؟
مژده ی وصل برادر به برادر برسد؟؟
قبلی ناقص بود
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۲:۰۴

زهره سعادتمند می گوید:

فک نکنید که من اومدم برای پست تون نظر بذارما. بلکه کاملا ارادی و با برنامه قبلی اومدم اینجاکه تولدتون رو تبریک بگم. جزو کسایی هستید که تولدشون یادم میمونه.
ولی خب مث همیشه غیره منتظره اید و آدمو غافلگیر میکنید! الان من نمیدونم چجوری تبریک بگم! اصن نطقم کور شد!
:)

پاسخ دل‌باخته :


ممنون و متشکرم 
شما لطف دارید به این حقیر.
همین که به این نیت آمدید، ما می پذیریم. ان شاءلله تولد آقا محمد و سایر دوستان.
نطقتان نیز هم همیشه غرا
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۳:۵۳

سیده می گوید:

یک جنبشی قرار بود راه بیندازید.چی شد؟ ما منتظریم که "همه با هم" بیایم بلاگ به کوری چشم بلاگفا :)

پاسخ دل‌باخته :


جنبش خروج از بلاک.فا برپاست و دوستان هر روز می پیوند به این کمپین
اگر مایلید آدرس ایمیل خود را بگذارید تا دعوتنامه برایتان ارسال شود.
در صورتی که مایل باشید برای انتقال نوشته و کامنت هایتان هم بنده این انتقال را انجام خاهم داد،
البته نیازمند نام کاربری و گذر واژه بلاک.فا ست و همچین بلاک. اما نهایت 5 دقیقه طول می کشد.
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۴:۳۵

عتید می گوید:

دیشب اینجا که آمدم انگار تولد ما بود نه شما!
هدیه را ما گرفتیم نه شما!
از هدیه هایی که همیشه در این خانه پر است بی نهایت سپاس...
----------------------
پ.ن: در ادامه فرمایش سیده بزرگوار باید عرض شود ما هم هستیم :)
امر بفرمایید فرمانده.

پاسخ دل‌باخته :


لطف دارید شما.

جسارتن وقتی نظر خصوصی می گذارید، بنده به دلایلی که عرض کردم نمی توانم در وبلاگتان پاسخ بدهم.
برای ارسال دعوتنامه بلاگ آدرس ایمیل بگذارید، که سریعن برایتان ارسال شود.
برای انتقال مطالب و آرشیو وبلاگ دوستان هم بنده در خدمتم ان شاءلله.

ما سرباز صفر هم نیستیم


۰۸ دی ۹۱ ، ۱۴:۵۱

حامی می گوید:

سلام!
ایشالا خبر شهادتتونو بشنویم سید!
-
الان راضی شدین؟ :)
بعضیا دنبال شماره تماستون بودن...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رضوان خدا بر شما

«شهادت هنر مردان خداست».

«مردی» و «هنرمندی» در راه خدا
 
این ها را برایمان از خدا بخاهید. 

آنوقت کشته هم نشده شهیدیم.

بعضی ها یعنی آقا محمد خودمان؟
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۷:۳۶

قلی می گوید:

تولدت مبارک ایشالا همیشه زنده و سلامت باشی
هماهنگ کن بریم پیش حسین
اسلام دین تعادل است
آینده نگری خوب است ولی به اندازه
شب تولد باید شاد بود و دیگر از این حرف های سرد غمگین همیشگی نزد
شادی جای خود غم هم جای خود

پاسخ دل‌باخته :


سلام رفیق عزیز
حسین سه شنبه می رود سمت تالش
من هم که ان شاءلله فردا عازمم.

آری اسلام دین تعادل است، اما ما که حرف ناحقی نزدیم؛
به قولی «همیشه شعبون یک بار هم رمضون!».

ما از غم حرف نزدیم، تنها گفتیم شب تولد بهترین وقت برای تفکر پیرامون چیستی و چرایی و سرانجام و مرگ است.

مگر شادی فقط خندین است؟ تفکری که پیرامون این مسائل مطروحه منتج به انتخاب راه صحیح انسان در زندگی شود، عین شادی ست. 

باز هم ممنون از لطف و نظرت.

به امید دیدار.
۰۸ دی ۹۱ ، ۱۹:۰۸

ستاک می گوید:

سلام

خیلی وقته اینجا نیومدم ! البته فکر نکنم شما منو یادتون باشه چند باری بیشتر پیام نذاشتم !
تولدتون مبارک ...
نوشتتون طبث معمول به دل نشست ! فقط احساس کردم از میانه به بعدش لزومی نداشت ! پیامب که باید میرسوند رو رسونده بود ... ببخشید انقدر جسورانه انتقاد کردم ! اما خب به عنوان یه مخاطب ...
منم روزای تولدم همیشه یا گلزار شهدا میرم یا قبرستان ... بیشترم ترجیح میدم تنهایی برم تا راحت فکر کنم به منزلگاه آخرم ! ساعاتا میشینم زیر آسمون کنار قبور و اول خدا رو شکر میکنم که تا به الان بهم فرست داده و بعدم دعا میکنم وایه آیندم ... امسال از خدا خواستم که اگه قرار باشه از دنیا برم شهید بشم ... واسه رضای خدا بوده باشه ... اون لحظه ذکر و فکرم و عملم واسه یاد خدا بوده باشه !
از طرف خیلی ها محکومم به افسردگی و عچیب بودن و ...
۰۸ دی ۹۱ ، ۲۰:۴۸

ش.ج می گوید:

منظور بنده این نبود که ... شما بزرگوارید ... فقط این فاصله چند روزه ی تولد برایم جالب بود ... یاعلی
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۱:۱۷

دانشگاه سمنان می گوید:

سلام خدا قوت.
مدتی است که سایت بسیج دانشجویی دانشگاه سمنان (مجاهدت) شروع به فعالیت کرده است.
به همین خاطر از سایت های ارزشی مانند شما تقاضای یاری داریم.
در صورتی که تمایل به تبادل لینک با ما دارید لطفا نامی که تمایل دارید برای ما در سایت بفرستید و ما را نیز با نام مجاهدت لینک کنید
یا علی
التماس دعای فرج
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۱:۲۳

اسلام ناب محمدی(ص) می گوید:

سلام و رحمة الله

چه زیباست که رویای صادقه یکی از دوستان عزیز تحقق یافت و در شب شهادت امام جواد(علیه السلام)، دانشگاه شهید چمران به ضیافت شهدای گمنام رفت... آرزویی دیرین که بر دل همه بچه بسیجی ها مانده بود...

چه نغز است اینکه معنای شهادت مقابل غیب است، غیبی که ایمان بدان در فرهنگ قرآنی از اولی ترین خصیصه های متقین است.(4) گو اینکه با شهادت پرده غیب برافتد و جز ذات حق حجابی نماند...
آری؛ راه کشف این راز، در علم حضوری است نه حصولی... که طرف حساب آن یکی کشف وجود است و سروکار این یکی تصورات و ماهیات... و بیچاره قلم، که این ماهیاتِ مستعبد از وجود را می خواهد در قفس لفظ قرار دهد...

وبلاگ اسلام ناب محمدی(ص) با مطلبی در این رابطه به روز است...

پاسخ دل‌باخته :


سلا بر شما

خوشا به حال شما

و خوشا بحال ما که از روز 28 آذر مهمانی ابدی داریم..
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۲:۱۹

خسوف می گوید:

دمت گرم!
از طرف مدیر بلاگ فا

پاسخ دل‌باخته :


لبخند..
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۸:۳۶

شیخ جمال می گوید:

هنگامى که نفس‏هایتان با شما در حال نزاع و ستیزند بسیار یاد مرگ نمایید؛ زیرا پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله ‏فرمودند: «ویرانگر لذّتها را بسیار یاد کنید»
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَکْثِرُوا مِنْ ذِکْرِ هَادِمِ‏ اللَّذَّاتِ‏.
کتاب سلیم بن قیس الهلالی
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۹:۰۱

هدی می گوید:

سلام
با "دین شناسی و ارتباط با جوامع دیگر" به روزم
یا علی
۰۹ دی ۹۱ ، ۰۹:۴۰

شیخ جمال می گوید:

تفاوت نشاط با شادی
نشاط آن حالت روحی و روانی انسان‌های متعالی است که روح و جان خود را در مسیر اصلی تکامل قرارداده و از سرچشمه زلال معارف الهی بهره‌مند شده‌اند بخلاف شادی که هم ممکن است از انسانی با روحی این چنینی که سرشار از نشاط معنویست صادر شود و هم ممکن است از انسانی با روحی غرق گناه و رذایل اخلاقی و بی‌بهره از نشاط حقیقی صادر شود.
چه بسیار افرادی که غرق در رفاه مادّی بوده و از امکانات دنیوی بسیاری بی‌نیاز می‌باشند ولی در عین حال به سبب دوری از معنویت و آموزه‌های دینی از نشاط حقیقی دور مانده‌اند و به زعم خود می‌توانند این خلأ اساسی وجود خود را با شادی‌های زود گذر و بعضاً همراه با گناه و معصیت که ضد نشاط هستند پر کنند.
با این تعریف که از واژه نشاط بیان شد در می‌یابیم که یاد موت نیز می تواند سبب نشاط شود.

پاسخ دل‌باخته :


ممنون از بیان روشنتان در رابطه با این موضوع
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۲:۳۱

ماری می گوید:

سلام آقا سید
سالها ماه ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها و لحظه های عمرتان پربرکت
یادآوری روز تولد یعنی همیان اندیشیدنی که شما به لطف حق به آن رسیده اید . تفکرهاتان پربار
مسافر محترم این مسافرخانه! سعادتی ست که بدانی اینجا عبورگاهی بیش نیست و سرای باقی نیاز به تلاش و همتی مضاعف دارد. شکر کن بر این سعادت که می دانی آنچه را که باید و شاید.
روزهای زندگیت مملو از بصیرت و هشتم دی ماه هر سالت مبارک ترین روز زندگی باد

پاسخ دل‌باخته :


سلام خدا بر شما
متشکر از لطفتان

خدا به توفیقاتتان بیفزاید ان شاءلله
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۵:۱۲

سپهرا می گوید:

گاهی باید شب تولد به شب مرگ اندیشید...
تکراری میشود بگویم خیلی قشنگ بود...
نوشته ای که ادمی را به فکر وادار کند چیزی فراتر از قشنگی دارد باید به نسبتش اندیشید اینکه زیبا نوشتید و اینکه تولد و نامش شاید سرشار از زیبایی است برای ادمهای این دنیای خاکی...
اصلا وقتی فکر کنی آمده ای برای رفتن... و ماندنی در کار نیست حساب خیلی چیزها دستت می آید...
در مقالات شمس تبریزی خواندم...
هنوز ما را « اهلیّتِ گفت » نیست
کاشکی، «اهلیّتِ شنودن » بودی
تمام گفتن می باید، وتمام شنودن
بردلها،مُهر است ،
برزبان ها،مُهر است ،
وبر گوش ها، مُهر است.
مرد آن باشد که در «ناخوشی»؛ «خوش» باشد و در «غم» ، «شاد» باشد...
زیرا که داند آن «مراد» ، در«بی مرادی »...
در پیچیده است... در آن بی مرادی، امید مراد است...
و در آن مراد ، غصه ی رسیدن بی مرادی!...

فقط میدانم تولد شما بود و ما هدیه گرفتیم... از قلم شما ...
ببخشید هدیه ی شایسته ای نیست ما را جز تبریکی ساده... و آرزو و امید دیدن گل روی حضرت باران برایتان... زنده باشید و پر امید به عبور از زمستانی سخت و رسیدن روز درک دیدارش...ان شاءالله

پاسخ دل‌باخته :


شما لطف دارید به این حقیر.
بیش از این شرمنده نفرمائید  ما را
 
یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد..
ان شاءلله
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۵:۴۴

فاطمه می گوید:

سلام ، یک روزی همین ما اینجا خواهیم نوشت شهادتت مبارک آقا سید !
البته انشالله که قلبتان همیشه شاهد حق باشد..
راستی چندی پیش، با همین جیمیل در بلاگ ثبت نام کردم اما حتا با کد دعوتنامه هم موفق به ورود نمی شم !

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمت خدا بر شما

پر طاووس قشنگ است.. و شهادت هنر مردان خداست...!
مردانگی و هنرمندی در راه خدا، این را بخاهید برایمان از خدا.

احتمالن مشکل عدم ورود که فکر کنم همان ثبت نام باشد، مربوط می شود به منقضی شدن اعتبار دعوتنامه.
اگر مایلید ایمیل دیگری بگذارید برای این حقیر تا دعوتنامه دیگری برایتان ارسال کنم.
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۶:۰۰

حسن قنبری می گوید:

تبریک...
امیدوارم امسال پیروز باشید مخصوصا در مقابل بلاکفا و ...
ولی از اینها بگذریم دلیل این نوشتار فقط هماهنگی تاریخ تول اصلیتان در ماههای میلادی با سالگرد میلادتون در این ساله یا ...
من مطالب قبلیتون رو نخوندم ولی کارتون درسته

پاسخ دل‌باخته :


سپاس عزیز

امیدوارم پیروز باشیم، مخصوصن در مقابل شیاطین «انس» و «جن»!

دلیل این نوشتار و باقی نوشتارها فقط «دل» است؛ نه هیچ چیز دیگر.
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۶:۴۹

مسافر می گوید:

راستی عذر خواهم ....
تولدتون هم مبارک...
انشالله جوونیتون خرج اباب...
یا علی

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله

در رابطه با موردی که فرمودید، شاید اشکال از سرویس سابق بوده که گاهی کامنت ها دچار مشکل می شدند، و الا بنده مشکلی از این بابت نداشتم.

حالا هم البته انتقال آرشیو مطالب و کامنت هایتان با موفقیت انجام شد.

ممنون و متشکر. 

انشاءلله
۰۹ دی ۹۱ ، ۱۷:۳۲

هاجر می گوید:

سلام
من مطلبتان را دقیق نخواندم و یک نگاه کلی به آن انداختم چون تیترش آن چنان توجهم را جلب کرد که آن شعر را فی البداهه سرودم و به عنوان نظر فرستادم ... من آن را برای برادرم سرودم ... یعنی تا حالا ندیده اش؟؟ شعرای منو میشناسه ...
مژده ی وصل برادر به برادر برسد؛ لیک
خبر هجر برادر ز برادر چه کنم؟؟
خبر آید ز برادر به برادر رفقا؟؟
مژده ی وصل برادر به برادر برسد؟؟
۰۹ دی ۹۱ ، ۲۳:۲۴

هیوا می گوید:

راستی آقاسید لطفا طریقه انتقالم بهم بگید
با عرض خجالت باید بگم که زیاد بلد نیستم این کارهارو !
ممنون م
Darzi.h90@gmail.com

پاسخ دل‌باخته :


دعوتنامه برایتان ارسال شد. چنانچه ثبت نام کردید و اکانت خود را فعال نمودید، با اطلاع یوزر پسورد بلاگفا و بلاگ خود، این حقیر انتقال محتوا را برایتان انجام خاهم داد.


۱۰ دی ۹۱ ، ۰۰:۰۵

313 می گوید:

وقتی متولد می شویم برایمان اذان می خوانند و وقتی میمیریم، برایمان نماز ...
به راستی " زندگی" چقدر کوتاه است. فاصله ی یک اذان تا نماز !!!

سلام بر سید بزرگوار
تولدتون مبارک
در سایه ولایت مستدام باشید

جانم حسین

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس
ان شاءلله

خدمت شما عارضم که چند هفته پیش از این حقیر درخاست دعوتنامه بلاگ کردید و بنده برایتان فرستادم دعوتنامه عضویت را.
اما گویا هنوز فعال نشده.
دعوتنامه ها تاریخ اعتبار دارند، یعنی بعد از مدتی دیگر فعال نخاهند بود.
۱۰ دی ۹۱ ، ۰۱:۱۶

آهسته عاشق می شوم می گوید:

بنده خوب خدا سلام...
نعمت زنده بودن و زندگی کردن مبارکتون باشه...
لحظه لحظه هاتون عاشقانه باشه برا خدای خوب بنده نواز...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رضوان خدا بر شما
سپاس از لطفتان
ان شاءلله و همچنین
۱۰ دی ۹۱ ، ۰۱:۳۱

آهسته عاشق می شوم می گوید:

هیچی بدتر از نبودن نیست!
بازم میگم از درد نمی ترسم!
درد با ما به دنیا میاد، با ما قد میکشه و باهامون زندگی اخت می شه!
جوری که حس می کنم مث دست و پا همیشه باید باهامون باشه!
.
.

.
.
...
...
...

راستش و بخوای من از مرگ نمی ترسم!
وقتی یه نفر میمیره، معلومه که از قبل به دنیا اومده و همچین کسی یه روزی هیچ بوده!

من از هیچ وقت وجود نداشتن از گفتن این که هیچ وقت زنده نبودم می ترسم!

" نامه ای به کودکی که هرگز زاده نشد- اوریانا فالاچی"
.
.
.

لحظه هاتون سرشار از خدا...
"همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. "
۱۰ دی ۹۱ ، ۱۴:۱۹

محسن می گوید:

salam seyed
kheili ba webet hal kardam
vaghean dastet dard nakone
ya hagh
۱۱ دی ۹۱ ، ۰۰:۳۸

فاطمه سادات حسینی می گوید:

سلام
تولدتون مبارک !
البته تولد خودمم مبارک !!
توی یه روز به دنیا اومدیم !!
ان شالله همیشه موفق و پیروز و سربلند باشید !!
هم توی این دنیا و هم توی اون دنیا !!

پاسخ دل‌باخته :


سلام خدا بر شما

مگر در نهر تنهایی چه می شویند؟ 
میان آفتاب هشتم دی ماه..*

*سهراب
۱۲ دی ۹۱ ، ۲۰:۰۳

طاها می گوید:

سلام سید
خوبی؟
تولدت مبارک
بیاشمع ها روفوت کن...
۱۲ دی ۹۱ ، ۲۲:۴۶

گروه شهدای دانشکده معارف قرانی اصفهان می گوید:

سلام علیکم ....
تولدتون مبارک ...
امیدوارم هرروزتان تولدی دوباره باشد ...
یا زهرا (س)
التماس دعا
۱۳ دی ۹۱ ، ۰۰:۱۲

طهورا می گوید:

"الهی و ربی من لی غیرک"

کاش پشت تمام احساسهایمان تنها کمی تعقل بود
.
.
.
به قول خودتان کاش روزهایمان روی تقویم جیبی مان نمیگذشت...
.
.
.
همین...

للحق
۱۳ دی ۹۱ ، ۰۳:۳۸

ماهِد می گوید:

سیدجون من پایه م برای تغییر بلاگ.اما نمیخوام این حرکت انفرادی و بی سروصدا باشه.به نظرم اگه بلاگفا تو یه زمان مشخص با موجی از بلاگهای حذف شده و درحال تغییر مواجه بشه خیلی اثر و دردش بیشتره.
یه جوری اگه میشه هماهنگ کن یه موج،یه جنبش راه بیافته و تعداد زیادی همزمان جابه جایی رو انجام بدن. ما هم به نوبه ی خودمون همکاری میکنیم
۱۳ دی ۹۱ ، ۰۹:۳۶

ماری می گوید:

سلام آقا سید
امروز و فردا هرجا بودید و یاد ارباب کردید، دعایی هم برای خواهران و برادران دینی تون کنید.

محتاجم به دعا
۱۳ دی ۹۱ ، ۱۶:۵۸

علی می گوید:

سلام داداش فکر کنم یک کتاب با روی ماه خدا در خصوص شهید چمران هست اگه بتونی از اون هم مطلب بزاری بد نیست ؟!

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس
سر فرصت اگر داشتم و خاندم ان شاءلله.
۱۳ دی ۹۱ ، ۲۱:۲۶

درجستجوی آرامش می گوید:

مادر به اشک روضه مرا شیر داده است
در شیرم اب کرده ولی سود با من است...
۱۳ دی ۹۱ ، ۲۳:۳۵

قلم دل می گوید:

سلام
مدتی دنبال وبلاگتان بودم ولی بلگفا نشان نمیداد
امشب اتفاقی پیداکردم...
خدایی شد..
قلمتان پر نور....

پاسخ دل‌باخته :


سلام بر شما

خدا را شکر شما به مراد مجازی تان رسیدید

کاش ما هم به مراد حقیقی مان می رسیدیم.
۱۳ دی ۹۱ ، ۲۳:۴۲

قلم دل می گوید:

منم میخوام در بلاگ بنویسم
چکارکنم؟
وبلاگتان را جزو پیوندهایم بلگفا نمیگذارد!!!!

پاسخ دل‌باخته :


سلام بر شما
بنده روال انتقال را در ستون رواق نوشته ام.
اگر مایل به انتقال به بلاگ هستید، ایمیل خود را برای این حقیر بگذارید تا دعوتنامه بلاگ به ایمیلتان ارسال شود.
اگر چنانچه مایل به انتقال مطالب و کامنت های وبلاگ خود به بلاگ هستید، یوزرنیم و پسورد بلاگفا و بلاگتان را ارسال کنید تا برایتان منتقل کنیم.

یا علی
۱۵ دی ۹۱ ، ۰۰:۵۶

باران (دلتنگ) می گوید:

سلام آقاسید
دیر اومدم اما بازم تبریک
تولدتون مبارک...
.
.
.
.
" مردانگی" و "هنرمندی" در راه خدا ، آرزوی ما برای شما...
یاعلی...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله
سپاس از دعا خیرتان

۱۵ دی ۹۱ ، ۱۹:۳۱

داوود معادی خواه می گوید:

سلام آقا سید. اسعدالله ایامکم. چه قدر توانایی و لحن و عِطر قلمتان ستودنی است. این استعداد والا البته مسئولیت هم می آورد...
سلامت باشید و پیروز.

پاسخ دل‌باخته :


سلام و رحمة الله

سپاس از لطفی که به این حقیر دارید

کلکم راع و  کلکم مسئول
۱۶ دی ۹۱ ، ۱۳:۳۸

سید یوسف می گوید:

سلام سید جان
یه مشکلی که بیان داره اینه که وقتی کسی مطلب جدیدی می نویسه ، اطلاع نمیده !
ولی کلا خیلی بهتر از بلاگفا ست ...
................................................................................................
با تاخیر :
انشاءالله در تمامی لحظات عمر ، دستیانی مهربان نگهدار و راهنمای زندگی ات باشه ...

پاسخ دل‌باخته :


سلام و سپاس سید عزیز

ان شاءلله تا چند مدت دیگری سیستمی برای اطلاع رسانی بروزرسانی ها راه اندازی خاهد شد!

از لطفتان ممنون.
۱۶ دی ۹۱ ، ۱۴:۱۴

سید یوسف می گوید:

نگران نیستم سید ، خیلی پیشتر با این مساله کنار اومدم
من هم منتظر ام

پاسخ دل‌باخته :


من هم منتظرم
اما چه انتظاری...
۱۶ دی ۹۱ ، ۲۰:۴۹

سید محمد عبداللهی می گوید:

با سلام و عرض ادب... به به عجب جشن تولدی... عمر با عزت داشته باشید... استفاده کردیم.


من هنوز هم معتقدم: انسان، حیوانی ناطق است، اما وحشی ست! آدم وحشی مثل اسب وحشی ست، که در گریز از اهلی شدن، از عمق عصیانگری های نفسانی، شیهه می کشد و لگد می پراکند. انسان تا لجام تعبد را بروی دهنه هوای نفس خود نپذیرد و خود را در تملک بی چون و چرای معبود نداند، حیوانی وحشی و طاغی ست.....



پاسخ دل‌باخته :


سلام خدا بر شما
سلامت باشید ان شاءلله
۱۸ دی ۹۱ ، ۰۸:۰۵

سیب و نرگس می گوید:

با عرض سلام.
جشن تولد متفاوتی بود.
انشاءالله که ما هم در کنار این زرق و برق دنیا به فکر آخرتمون هم باشیم.
۲۴ بهمن ۹۱ ، ۱۷:۴۳

سیدرضا فیض آبادی / متولد روستای فیض آباد سبزوار در مهرماه 45 می گوید:

قربون قدمت و قلمت و اون قلب پاک و با صفایی که داری.
چقدر زیبا می نویسی و چون از ته دل می نویسی لاجرم بر دل نشیند هر چند دلهای مردمان امروزی پر از (بعضی ها البته) درد و کینه و دود و آهن و سنگ است.
بر دل همانها نیز می نشیند.
چقدر زیبا تولدت را تشریح کردی و در چه فضای زیبایی قدم به هستی گذاشته ایی.
سید عزیز
معلومه اهل دلی و از آن دلهایی که خواهان شنیدن درد دل است.
من خیلی از این مردمان زمانه شکوه دارم حتی از خودم هم خیلی زیاد شکایت دارم.
بشود نصیب ما که ساعاتی را برایت درد دل کنیم؟!
۲۴ بهمن ۹۱ ، ۱۸:۰۴

farzaneh می گوید:

قایق از تور تهی و دل از آرزوی مروارید...
همچنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا...
۲۵ بهمن ۹۱ ، ۰۱:۰۹

هرانوش می گوید:

در مسلک ما معنی پرواز چنین است
با بال شکسته به هوای تو پریدن
******
زیبا بود
۲۸ بهمن ۹۱ ، ۱۶:۵۶

سربند می گوید:

سلام همسنگر با افتخار لینک شدید
۲۹ بهمن ۹۱ ، ۱۹:۱۷

Roses می گوید:

دوستی این کلام والا را
هرکه درکش نمود ترک نکرد
ورکه ترکش نمود باید گفت
هستی و زندگیش درک نکرد
عاجز از درک دوستی ؛ هرگز
ذات انسان خویش درک نکرد
۰۷ اسفند ۹۱ ، ۱۷:۰۱

معصومه می گوید:

سلام.آدم خوبه همیشه بیاد مرگ باشه اما ای کاش توی تولد این حرفا رو نمیزدی.منم بچه دی ام.
آرامشم را در این روزها مدیون همان انتظاریست که دیگر از کسی ندارم.
۱۱ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۵۹

اسمان می گوید:

سلام چه جالب و چه قدر خوشحال شدم که کسی هست که مثل خودم متولد دی است و هم عقیده ی من تا انجایی که ازنوشته های شما فهمیدم . خیلی خوبه که ادم روز تولدش یاد مرگ باشه چون مرگ یک تولد دوباره است . یادمه چندسال پیش داستان شهیدی رو خواندم که روزتولدش ( که توی دی ماه بود ) شهید شده بود ، یعنی به تمام ارزویش رسید . خدایش بیامرزد .
۲۸ اسفند ۹۱ ، ۰۱:۲۷

علیرضا می گوید:

هنگامى که عشقى بزرگ‏تر دل را بگیرد، عشق‏هاى کوچک‏تر نردبان آن خواهند بود.


اگر موافقی! اول ما را لینک کن ! و بعد به بنده خبری بده !
یاعلی(ع)


فرهنگ پرواز
۱۴ فروردين ۹۲ ، ۱۲:۴۸

رامین معتمدی می گوید:

للّهُمَ صَلّ عَلی فاطِمَه و اَبیها و بَعلها وَ بنیها وَ السّر المُستوَدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاط به عِلمُکَ

سلام التماس دعا


یاعلی مدد

پاسخ دل‌باخته :


سلام علیکم
محتاج دعای شما هستیم
یا زهرا
۱۱ خرداد ۹۲ ، ۲۱:۱۳

مهرداد می گوید:

خیلی قشنگ بود

ارسال دل‌گویه ها:

بدیهی است که همه دیدگاه‌های شما خوانده شده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی لحاظ می شود؛ بنابراین، برای درج دیدگاه خود، رعایت برخی چهارچوب‌های اخلاقی ضروری است:

- لطفاً دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید، پیام های غیر فارسی منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا، نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد منتشر نخواهد شد.
- از ارسال دیدگاه های تبلیغاتی و یا حاوی لینک، خودداری کنید، پیام های نامرتبط با متن، تأیید نمی شوند.
- لطفاً دیدگاه‌تان تا حد امکان مربوط به همین نوشته باشد، در غیر اینصورت می‌توانید از قسمت تماس با ما استفاده نمایید.

بلاگرهای بیان لطفا برای ارسال نظر و یا رأی‌دهی به مطالب روی گزینه «وارد شوید» در کادر پایین کلیک کنید تا مجبور نشوید نام و آدرستان را مجددا بصورت دستی وارد کنید.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی